تخطي إلى المحتوى الرئيسي

احياى حكمت ( مشتمل بر طبيعيات ) ( فارسى ) — صفحة 620

مساهمون:

ص٦٢٠
التفات إمعانى به امور ديگر ، آن ربط و آن توجه اجمالى و كالطبيعى و صور لازمهء او از نفس زايل نشود اصلا ، مگر اينكه به سبب عدم ميل و خواهش و بىاعتنايى به آن صور به مرور ايام ، آن ربط خاص و آن توجه اجمالى و كالطبيعى خاص بالكليه از او زايل شود و آن صورت مرتسمه نيز بالكليه از او زايل شود . پس ما دامى كه نفس ميل و خواهش و توجه اجمالى به آن صور داشته باشد ، تواند بود كه به سبب قوهء ميل و توجه اجمالى و كالطبيعى حافظ آن صور باشد به شرط آلت حافظه ، و آن صور در ذات نفس مخزون باشد ، چنان‌كه ميل و توجه نفس علت حدوث آن صور بود به شرط آلت حس مشترك يا آلت متخيله يا هر دو جميعا .

مقالهء نهم در بيان حقيقت قواى باطنى به مذهب مصنف - وفقه اللّه

گوييم : تحقيق قواى باطنى به مذهب مصنف موقوف است به اثبات اينكه صور شبحيهء كليه و جزئيه جميعا مرتسم مىشود در ذات نفس ناطقه نه صور كليه فقط ، و خزينهء صور كليه و جزئيه ذات نفس ناطقه است نه آلت نفس و نه عقل فعال و نه نفس منطبعهء فلكى . و اين مشتمل بر ده « 1 » فصل است :

فصل اوّل در بيان اينكه صور كليه و جزئيه در نفس مرتسم است جميعا

گوييم : اما دليل بر اينكه صور كليهء عقليه حادثه از واهب الصور در ذات نفس ناطقه باقى و متقرر و مخزون است بالفعل ، ما دامى كه نفس ميل تعلّقى و توجه اجمالى به آن صور داشته باشد نه زايل بالفعل و موجود بالقوه و بالملكه ، چنان‌كه شيخ و تابعان او گويند ، اين است كه گوييم : أوّلا دليل مشهور ارسطو كه در اثبات تجرد نفس ناطقه گفته
هامش
( 1 ) . ( م ) : دوازده ( در ذيل اين مقاله ده فصل آمده است ) .