تخطي إلى المحتوى الرئيسي

احياى حكمت ( مشتمل بر طبيعيات ) ( فارسى ) — صفحة 608

مساهمون:

ص٦٠٨
سؤال مطلق گفت به اينكه « 1 » گفت : انفعال بر « 2 » دو نوع بود « 3 » ، چنان‌كه پيشتر گفتيم « 4 » : يكى تباه‌كننده . « 5 » اما انفعال تمام‌كننده چون انفعال هوا به قبول روشنى از آفتاب « 6 » كه ذات هوا به او « 7 » تباه نگردد ، بلكه تمام شود « 8 » . و همچنين « 9 » عقل از چيزهاى معقول منفعل گردد و بداند و تمام شود « 10 » . و اين فعل آنگه بود « 11 » كه عقل در تن بود . اما چون راجع به ذات خود شود و بالفعل جدا از تن « 12 » باشد ، در دانستن چيزها محتاج به « 13 » حس نباشد . و مسأله دويم را مطلق گفت : به اين « 14 » كه گفت : چون عقل ذات خود را دانست « 15 » ، هم او بود عالم و عاقل و هم او معقول ، از آن جهت « 16 » كه خود را دانست . و دانستن خود را نيز دانست . و چون گوييم « 17 » كه عقل چون چيزها « 18 » را بداند « 19 » ، مانند آن چيز بود كه دانست « 20 » ، لازم نشود ما را كه چون عقل محسوسات بداند مانند محسوسات بود ، از آن جهت « 21 » كه چيزهاى محسوس عاقل و معقول محض نه‌اند كه عقل ايشان را تعقل « 22 » كند ، بلكه به ميانجى حس معقولشان كند ، پس از اين جهت « 23 » مانند عقل نباشند . اما چيزهاى عقلى محض بىماده ، ميان عقل و آن « 24 » چيزها فرق نيست ، از اين جهت چون بداند او را مانند او بود . پس بازگرديم و گوييم : عقل چون چيزهاى بىفايده « 25 » را داند ، مانند معقول
هامش
( 1 ) . ( همان ) : سؤال اوّل مطلق راند بدان كه . ( 2 ) . ( م ) : بود و . ( 3 ) . ( مصنفات . . . ) : گونه . ( 4 ) . ( همان ) : + چند بار . ( 5 ) . ( همان ) : + و ديگر تمام‌كننده . اما انفعال تباه‌كننده چون انفعال غوره كه انگور گردد ، كه غوره بودن را تباه كند . و . ( 6 ) . ( همان ) : خورشيد . ( 7 ) . ( همان ) : بدان . ( 8 ) . ( همان ) : + و از آن گفتيم كه « تمام شود » كه آنچه به قوت دانندهء آن بود بفعل داننده شود ، كه تا ندانست به قوت داننده بود و چون بدانست بفعل داننده شد . ( 9 ) . ( همان ) : - . ( 10 ) . ( همان ) : - عقل از چيزهاى . . . شود . ( 11 ) . ( همان ) : افتد . ( 12 ) . ( همان ) : با خود رود جدا از تن بالفعل . ( 13 ) . ( همان ) : حاجتمند . ( 14 ) . ( همان ) : كرد بدان . ( 15 ) . ( همان ) : بداند كه به آنكه معقول است و اين از آن است كه چون خود را دانست . ( 16 ) . ( همان ) : - . ( 17 ) . ( همان ) : + ما . ( 18 ) . ( همان ) : چيزى . ( 19 ) . ( همان ) : نداند . ( 20 ) . ( مصنفات . . . ) : بدانست . ( 21 ) . ( همان ) : - . ( 22 ) . ( همان ) : عقلى . ( 23 ) . ( همان ) : آن . ( 24 ) . ( همان ) : او . ( 25 ) . ( همان ) : بىماده .