يا غير آنها .
امور ذهنى حقيقى كه مقابل اعتبارى است ، برابر قول وى ، آن صورت و هيأت رسميهء كذايى است كه مطابق و محكى و منشأ انتزاع داشته باشد در مرتبهاى از مراتب دهر يا زمان ، اعم از اينكه منشأ انتزاع آن اصيلى باشد يا تضمنى يا تبعى و به عبارت ديگر به آن معقول اول گويند .
امور ذهنى اعتبارى را نيز چنين توضيح مىدهد : هيأت رسميهاى كه به هيچ نحو محكى و مطابق و منشأ انتزاع نداشته باشد . امور اعتبارى نفس الأمرى محكى و مطابق و منشأ انتزاع ندارند مطلقا مگر اينكه تابع و لازم هيأت رسميهء مطابقدار باشد در ذهن به وضع الهى ، و اين را معقول ثانى گويند . امور ذهنى اعتبارى اختراعى ، صورت و هيأت رسميهء كذايى است كه به وضع واضع و اختراع مخترع در نفس مرتسم باشد . اين قسم امور نه معقول اولند و نه معقول ثانى .
تعيّن و اقسام آن
مراد وى از تعيّن امرى است كه ناعت و محمول بر چيزى شود به نعت و حمل قيدى و متعيّن امرى است كه منعوت به اين نعت باشد .
اقسام تعين عبارتند از :
1 . تعين حقيقى كه قطع نظر از ذهن در خارج غير ذات متعين باشد .
2 . تعين مجازى ، و مراد از آن امرى است كه ناعت منعوت باشد به نعت قيدى و در خارج غير ذات متعين نباشد و تغاير ميان اين تعين و متعين ، تغاير اعتبارى است . بنا بر قول مصنف تعين مجازى بر دو قسم است :
1 . مجازى اشرف از حقيقى كه عبارت از تعينى است كه در عالم ممكنات غير متعين باشد ولى در ذات واجب عين متعين باشد ، چون غنى بودن ممكن به واجب و غنى بودن ذات واجب به خود .
2 . مجازى اخس از حقيقى ، و آن تعينى است كه در عالم ممكنات عين متعين باشد ، مثل فاقر الذات بودن ذات موجود به غير در خارج .