اسلامى را نمايان ساختند . على قلى - ره - نيز به واسطه مخالفت با آراء ملا صدرا در باب وجود ، حركت جوهرى ، وجود ذهنى و ساير مسائلى كه بر مبناى اصالت وجود استوارند ، بدون شك در زمرهء حكماى گروه دوم قرار نمىگيرد ، بلكه با تأثيرى كه وى از استاد خود ، ملا رجبعلى تبريزى ، پذيرفته است - چنانكه قبلا اشاره شد - در عداد حكماى گروه اول به حساب مىآيد .
شايد بتوان به وجهى بر گمنامى فيلسوفانى چون على قلى بن قرچغاى خان - ره - و ديگر حكماى گروه اول - علاوه بر تأثير وقايع تاريخى كه با فاجعهء حمله وحشيانه افغانها در ايران به وجود آمد - چنين دليل آورد كه : تأثير فزاينده و درخشندگى شگفت انديشهء ملا صدرا در جريان حكمت و فلسفه اسلامى ايرانى ، پس از مكتب اصفهان ، به قدرى بود كه انديشههاى مبتنى بر اصالت ماهيت را از رونق و اعتبار انداخت ، چنانكه تلاش حكما و جريانهاى فلسفى دورهء بعد ، مصروف فهم و شرح آرا و انديشههاى صدرايى شد كه پيش از آن ، « همعصران وى نه انديشهء او را فهميده بودند و نه اقبالى به آن نشان داده بودند » . « 1 »
هامش
( 1 ) . همان ، ص 170 .