تخطي إلى المحتوى الرئيسي

احياى حكمت ( مشتمل بر طبيعيات ) ( فارسى ) — صفحة 559

مساهمون:

ص٥٥٩
اين « 1 » دو طرف افتد « 2 » . و همچنين حاسّهء بويايى « 3 » بوى خوش و ناخوش را شناسد و بويى « 4 » كه در « 5 » ميان اين هر دو ضدّ بود « 6 » . و همچنين حاسّهء ذائقه « 7 » . اما حاسّهء لمس أضداد بسيار را دريابد « 8 » ، از آن جمله گرم و سرد است ، و تر و خشك ، و ساده و درشت ، و نرم و سخت . و اين دليل است بر اين « 9 » كه حاسّه لمس نه يك حاسّه است . پس گفت : اگر گويد گوينده‌اى « 10 » كه اين حال در ديگر حواس نيز افتد نه در حاسّهء لمس فقط « 11 » ، كه حاسّهء بصر سفيد و سياه « 12 » ، و بزرگ و كوچك « 13 » ، و متحرك و ساكن را يابد ، و همچنين حاسّهء سمع آواز زير و بم ، و « 14 » نرم و درشت ، و آواز « 15 » پست و بلند ، و ضعيف و قوى « 16 » را شناسد ؛ گوييم « 17 » : اين محسوسات بسيار حواسند « 18 » كه بزرگ و خورد و متحرك و ساكن جز به حسّ بصر نيز توان يافت ، و ما آن چيزها را « 19 » گوييم كه خاصّ به يك حسّ توان يافت . و حجت نمود بر آنكه حس لمس حواس بسيارند و گفت محسوسات خاص هر حاسه در تحت يك جنس افتد فقط « 20 » ، كه محسوسات بصر از لون بگذرند « 21 » و محسوسات سمع از صوت ، و محسوسات شمّ از بوى ، و محسوسات ذوق از طعم « 22 » . و محسوسات « 23 » لمس اجناس بسيار دارند « 24 » كه به حاسّهء لمس كيفيات فاعله را چون حرارت و برودت كه يك جنسند شايد يافت ، و كيفيات منفعله را چون رطوبت و يبوست تواند « 25 » شناخت و جنس « 26 » ديگرند . و همچنين سخت و نرم « 27 » ، و درشت و ساده را » « 28 » .
هامش
( 1 ) . ( همان ) : - . ( 2 ) . ( همان ) : باشند . ( 3 ) . ( م ) : بوياى . ( 4 ) . ( م ) : بوى . ( 5 ) . ( مصنفات . . . ) : - . ( 6 ) . ( همان ) : دو ضد باشد . ( 7 ) . ( همان ) : - و همچنين حاسه ذائقه . ( 8 ) . ( همان ) : يابد ، كه . ( 9 ) . ( همان ) : آن . ( 10 ) . ( م ) : گوينده ؛ ( مصنفات . . . ) : مگر كه گويايى گويد . ( 11 ) . ( همان ) : تنها . ( 12 ) . ( م ) : گوينده ؛ ( مصنفات . . . ) : مگر كه گويايى گويد . ( 13 ) . ( همان ) : تنها . ( 14 ) . ( همان ) : بم و زير و آواز . ( 15 ) . ( همان ) : - . ( 16 ) . ( همان ) : قوى و ضعيف و بلند و پست . ( 17 ) . ( همان ) : در جواب اين گوينده گويد . ( 18 ) - ( م ) : خواهد شد . ( 19 ) . ( همان ) : + همى . ( 20 ) . ( همان ) : و بس . ( 21 ) . ( همان ) : حس بصر از لون در نگذرد . ( 22 ) . ( همان ) : و محسوسات خاص هريك يك جنس است و بس . ( 23 ) . ( همان ) : + حاسه . ( 24 ) . ( همان ) : بسيارند . ( 25 ) . ( همان ) : توان . ( 26 ) . ( همان ) : جنسى . ( 27 ) . ( همان ) : + را . ( 28 ) . همان ، صص 425 ، 426 .