مصنف - وفقه اللّه - گويد كه دليل بر اينكه تكيّفات « 1 » سمعيه و شميه در اجسام لطيفه و ارواح غريزيه ، تدريجى و زمانى است اين است كه حدوث ايشان به سبب تأثير چيزى است در چيزى به عنوان أن يفعل و أن ينفعل ، و هرچه چنين باشد ، تدريجى و زمانى است و حلولشان در معروضشان به حيثيتى است كه به انقسام محل منقسم مىشوند و مع ذلك حلول صور مختلفه ايشان در محل واحد باعث مزج و تشويش مىگردد .
شك و إزاله - اگر گويى اگر دو كس در جاى « 2 » تنگى با يكديگر گفتگو كنند به يك دفعه ، بنابراين وضع بايد كه هواى ما بين سامعه و مسموع ايشان مكيّف به كيفيت ممزوج و مشوش باشد و حال آنكه نه چنين است ، گوييم لازم نيست كه « 3 » ممزوج به حيثيتى شوند كه ممتاز از يكديگر نگردند ، بلكه صوتين مختلفتين چون از حنجرهء زيد و عمرو بيرون آيد ، البته هواى مجاور دهن آنها مكيّف به كيفيت آن صوت خواهد بود . فحينئذ اگر امتزاج آن صوتين به سبب مساوى بودن آنها در تأنّى و ترتيل كلام ، امتزاج ضعيف باشد و مع ذلك هوا ساكن و جهر و إخفاى صوت ، ما بين افراط و تفريط بوده شديد شديد و ضعيف ضعيف نباشد ، البته حس سامعه امتياز مىتواند داد ، چنانكه اگر در مذوقات تلخ و شيرين ، مثلا سفوف « 4 » ممزوج از صبر « 5 » و شكر ، به سبب « 6 » عدم فعل و انفعال تام به يكديگر امتياز ضعيف داشته باشد ، ذائقه امتياز مىتواند داد ميان صبر و شكر بالبديهه . و همچنين در مشمومات ، چنانكه ظاهر است . و اگر امتزاج آنها به سبب مساوى بودن در سرعت و اضطراب و عدم ترتيل ، امتزاج شديد شديد باشد ، حسّ سامعه امتياز نتواند داد خصوصا وقتى كه هوا نيز مضطرب و جهر و إخفاى صوت ، به افراط و تفريط باشد . و همچنين اگر أحدهما در اين اسباب متفاوت به اعتدال باشد ، حسّ سامعه امتياز
هامش
( 1 ) . ( م ) : مكيفات .
( 2 ) . ( م ) : جايى .
( 3 ) . ( م ) : + هر .
( 4 ) . سفوف ، به يك معنى به هرگونه گرد دارويى گفته مىشود . معانى ديگر هم دارد ، براى اطلاع بيشتر ر . ك . به فرهنگ فارسى دكتر معين ، ج 2 .
( 5 ) . صبر ، گياهى است از تيره سوسنىها . از اين گياه شيرابهاى به دست مىآورند كه پس از تغليظ به نام صبر زرد در تداوى مصرف دارد . طعم آن بسيار تلخ و مهوّع است . ر . ك . به همان .
( 6 ) . ( م ) : بست .