مىتواند داد . و اگر متفاوت شديد و به افراط باشد ، صوت ديگر باطل و زايل بوده حس سامعه امتياز نتواند داد اصلا ، چنانكه در مذوقات ، اگر تلخ و شيرين انفعال تام يافته كأنّه يك جزء شده باشند ، يا يكى غالب قاهر بوده ديگرى را مغلوب كرده باشد ، ذائقه امتياز نتواند داد . و در مشمومات كذلك .
فصل ششم در حسّ ذوق
مفسر كتاب نفس گويد كه : « چون ارسطو « 1 » از صفت حسّ بويايى بپرداخت به صفت حس ذوق درگرفت و آگهى داد از موافقت او با ديگر حواس و از مخالفت « 2 » با ايشان و گفت : حسّ ذوق مخالف ديگر حواس است به اينكه « 3 » حسّ ذوق طعم چيزها را بىتوسط « 4 » هوا دريابد ، از آن جهت « 5 » كه ما چيزها را تا به زبان ننهيم چاشنى او « 6 » را نتوانيم شناخت . و آن « 7 » حواس ديگر را كه وصف كرديم نه چنين باشند كه آن حواس تا هوا در ميان نباشد محسوسات خود را نيابد « 8 » . و دليل بر اين « 9 » كه چشنده در شناختن چاشنى « 10 » محتاج به هوا نيست ، اين است كه « 11 » ذوق لمسى است و بسودنى ، و بسودن چيزها محتاج به « 12 » توسط هوا نبود در شناخت حال آن چيز كه لمس كند . و طعم از رطوبات بود و رطوبت بسودنى است « 13 » . و حسّ ذوق رطوبت را لمس كند ، پس حسّ ذوق « 14 » در شناختن طعم محتاج به « 15 » هوا نبود . و گفت : چشيدنيها يا بقوه تر باشند « 16 » يا بفعل . اما آنچه بقوه تر باشند چون نمك و بوره و شكر و آنچه بدان « 17 » ماند كه چون آب به وى رسد ، تر شود و
هامش
( 1 ) . ( مصنفات بابا افضل ) : - .
( 2 ) . ( همان ) : + او .
( 3 ) . ( همان ) : بدان كه .
( 4 ) . ( همان ) : بىميانجى .
( 5 ) . ( همان ) : - .
( 6 ) - ( همان ) : آن .
( 7 ) . ( همان ) : اين .
( 8 ) . ( همان ) : نيابند + . . .
( 9 ) . ( همان ) : آن .
( 10 ) . ( همان ) : در چاشنى شناختن .
( 11 ) . ( همان ) : آن نيست كه هوا در ميان بود ، آنكه .
( 12 ) . ( همان ) : - .
( 13 ) . ( همان ) : + و لمسى .
( 14 ) . ( همان ) : چشيدن .
( 15 ) . ( همان ) : - .
( 16 ) - ( همان ) : باشد .
( 17 ) . ( همان ) : به دو .