تخطي إلى المحتوى الرئيسي

احياى حكمت ( مشتمل بر طبيعيات ) ( فارسى ) — صفحة 542

مساهمون:

ص٥٤٢
نفس به مرئى به امعان شديد متوجه نشود ، بلكه به امعان ضعيف متوجه شود يا به عنوان اجمال صرف ، پس در اين صورت آن نور و شعاع بصرى منبسط و منتشر مىشود به قدر شكل مرئى اجمالى به انتشار ضعيف ابهامى و اجمالى ، به حيثيتى كه رأس مخروطى دورى يا مضلّعى او متصل باشد به ثقبهء مركز بصرى . پس به محض انتشار نور به هيأت كذائى ، متشبح مىشود هواى ما بين رائى و مرئى و آلت باصره به شبح مرئى كذائى دفعتا و طريانا و نفس احساس مىكند دفعتا و طريانا . و اگر مرئى متعدد باشد ، مثلا ده چراغ افروخته در ظلمت را مشاهده كند مجملا ، أعم از اينكه نظر را به يكى از آن چراغها مخصوص كند يا به ظلمت ما بين يكى از آن چراغها ، در اين صورت آن نور و شعاع بصرى منتشر مىشود بر همهء آنها مجملا ، و متشبّح مىشود هواى ما بين رائى و مرئى و آلت باصره به شبح روحانى مجموع من حيث المجموع آنها دفعتا و طريانا ، إلّا اينكه چنان كه علماى علم مناظر و مرا يا گويند ادراك اصل مخصوص مخروط مسقط السهم است و ما بقى تابع اوست . و اگر آن مرئى جسم صيقلى ، مثلا آينه ، باشد آن نور منعكس يا منعطف مىشود از آن جسم صيقلى . پس در اين صورت اگر نفس نظر را بدوزد به آن جسم صيقلى به امعان شديد شديد ، هواى ما بين رائى و آن جسم صيقلى مكيّف مىشود به شبح روحانى آن جسم صيقلى ، و نفس احساس مىكند آن جسم صيقلى را . و اگر نظر را ندوزد به آن جسم صيقلى ، بلكه مجملا نظر كند ، در اين صورت آن نور و شعاع مخروطى منعكس و منعطف مىشود از جانب قاعده به ما يحاذى آن جسم صيقلى و و اصل مىشود به جسم كثيف غير صيقلى مقابل آن جسم صيقلى ، و مكيّف مىشود هواى ما بين جسم صيقلى و جسم كثيف غير صيقلى . پس به محض شرط انعكاس نور نفس و تكيّف آن هوا به كيفيت جسم كثيف و مقابل جسم صيقلى ، آن جسم صيقلى مستعد و منطبع مىشود به شبح جسمانى جسم كثيف مقابلش به انطباع جسمانى دفعتا و طريانا . پس جسم شفاف ما بين روح باصره و آن شبح جسمانى منطبع در آينه مكيّف مىشود به شبح روحانى آن شبح جسمانى دفعتا و طريانا . پس منطبع مىشود روح باصره و حسّ مشترك به شبح روحانى آن شبح جسمانى دفعتا و طريانا ، و منطبع مىشود نفس