مشرب او ، من حيث المجموع ، ملاحظه مىشود ، او را بايد در شمار حكماى مكتب اصفهان محسوب كرد . ازاينرو مناسب ديدم گزارش مختصرى دربارهء مكتب مذكور بر اين مقدمه بيفزايم .
در زمانى كه سلسله صفوى بر ايران حكومت داشت ، حوزه علمى اصفهان به مقام و مرتبهاى رسيد كه از لحاظ جامعيت شايد نظيرش در ادوار اسلامى به وجود نيامده است .
حكمت و فلسفه الهى به خصوص در اين دوره داراى مقام و مرتبهاى خاص بود . اكثر فقها و علماى منقول آن عصر ، خود از مدرسين بزرگ فلسفه و حكمت الهى بودند . « 1 »
على رغم اين رونق بىسابقه ، ثمرات و دستاوردهاى علمى و عقلى آن بويژه در عرصه حكمت و فلسفه از نظر محققان غربى دور مانده و بواقع فصلى پربار از حيات عقلى اسلام شيعى ، حتى در ميان مسلمانانى كه از طريق منابع غربى با عالم تشيع آشنايى داشتند ، مورد غفلت قرار گرفته است . ازاينرو در كتابهاى تاريخ فلسفه بخشهاى مربوط به اسلام دفعتا به ابن رشد يا ابن خلدون ختم شده است « 2 » ، و مردان بزرگ صاحب مسلك كه در حلّ و تبيين مشكلات فلسفى و طرح و ابداع مباحث نوين در فلسفه اسلامى خدمات ارزنده و جاودانى عرضه كردهاند ، ناشناخته و مغفول ماندهاند . صدر المتألهين شيرازى - ره - بارزترين نمونهاى است كه به واسطهء اين غفلت آنچنانكه شايسته مقام رفيع وى در حكمت اسلامى است ، شناخته نشده و از ابتكارات و ابداعات فلسفى او در ميان مسطورات و مكتوبات محققان غربى و متفكران مسلمان خارج از عالم تشيع ، مطلب شايسته و بسزايى ارائه نگرديده است . با چنين وصفى حكماى گمنامى چون على قلى - ره - و امثال وى كه در عالم تشيع نيز تاكنون بازشناخته نشدهاند به طريق اولى در ميان محققان مذكور محلى از اعراب نخواهند داشت .
البته شايسته است كه از مستشرقان بصيرى مانند پروفسور هانرى كوربن ذكرى توأم با تقدير به ميان آيد كه در تحقيقات خود در اين زمينه فتح باب كردهاند . وى از جمله
هامش
( 1 ) . ر . ك . به منتخباتى از آثار حكماى الهى ايران ، ج 2 ، مقدمه ، ص شش .
( 2 ) . ر . ك . به تاريخ فلسفه در اسلام ، ج 2 ، بخش پنجم ، ص 443 .