تخطي إلى المحتوى الرئيسي

احياى حكمت ( مشتمل بر طبيعيات ) ( فارسى ) — صفحة 523

مساهمون:

ص٥٢٣
اگر منتقل نشود به انفعال محلش ، پس حالّ نخواهد بود در او اصلا . قانون - و ديگر بايد دانسته شود كه هر چيزى كه سبب چيزى باشد در چيزى به عنوان تأثير و تأثر اولا و بىواسطه ، اعم از اينكه فاعل آن چيز باشد يا معدّ ، چون تأثير نار در حدوث استعداد حرارت در هوا ، و تأثير قرع در حدوث استعداد صوت در هواى ما بين سامع و مسموع ، البته بايد كه حدوث آن چيز از آن چيز زمانى و تدريجى باشد نه دفعى و قيد « أولا و بىواسطه » براى آن كرديم تا فاعليت ثانوى و توسطى بيرون رود ، چه تواند بود كه عرضى حادث شود بر موضوع به سبب تأثير و تأثر أولا و بىواسطه به حلول سريانى تدريجا ، اما عرضى ديگر حادث شود به اين سبب ثانيا و بالواسطه به حلول طريانى دفعتا ، چنان‌كه موم كروى را اگر فاعل مربع سازد ، به سبب تأثير و تأثر أولا و بىواسطه چهار خط حادث مىشود به حلول سريانى تدريجا ، و ثانيا و بالواسطه چهار نقطه حادث مىشود به حلول طريانى دفعتا . و اگر آن مربع را مخروطى سازد ، أولا و بىواسطه سطح و شكل مخروطى حادث شود به حلول سريانى تدريجا ، و به توسط او حادث مىشود نقطهء رأس مخروطى به حلول طريانى دفعتا . قانون - و هر چيزى كه حدوث او در چيزى زمانى و تدريجى باشد ، البته بايد كه سبب او به عنوان تأثيرى و تأثرى باشد ؛ و هر چيزى كه حدوث او در چيزى به سبب تأثير و تأثر زمانى و تدريجى باشد ، البته بايد كه حدوث آن چيز در آن چيز به عنوان حلول سريانى باشد نه طريانى ، از آن جهت كه جسم متأثر تا به حدّى كه متاثر است به جميع اجزائه متأثر است . پس هر چيزى كه حدوث او به سبب تأثير و تأثر باشد ، لازم دارد حلول سريانى را ، اما هر چيزى كه حدوث او به عنوان حلول سريانى باشد ، لازم ندارد كه حدوث او تدريجى و زمانى باشد ، چنان‌كه حدوث و حلول ضوء در هوا سريانى است و مع ذلك حلول و حدوث او دفعى و آنى است ، از آن جهت كه سبب حدوث و حلول او كه جسم صلب است به عنوان شرطيت محض است نه به عنوان تأثيرى و تأثرى ؛ و هر چيزى كه سبب چيزى باشد در چيزى به عنوان شرطيت محض ، چون جسم كثيف از براى حدوث شعاع در هوا از شمس ، البته بايد كه حدوث او در آن چيز از آن سبب دفعى و آنى باشد . و