تخطي إلى المحتوى الرئيسي

احياى حكمت ( مشتمل بر طبيعيات ) ( فارسى ) — صفحة 512

مساهمون:

ص٥١٢
گفت : از محسوسات بود « 1 » كه به ذات محسوس بود ، چون رنگ « 2 » ، و باشد كه به عرض محسوس بود . چون جوهر كه « 3 » در تحت ديدن آيد ، بدان كه رنگين بود نه بدان كه جوهر باشد . و محسوسات به ذات دو قسم است « 4 » : يكى آنكه خاصّ يك حس را بود ، چون رنگ حس بينايى را و قرع « 5 » حس شنوايى را . دويم « 6 » آنكه نه خاص يك حس را بود ، بلكه همه حواس را ، چون حركت و سكون . سيوم آنكه بيشترين حواس را بود اگرچه همه را نبود ، چون عدد و بزرگى و شكل . پس گفت : محسوس به عرض در حاس تأثيرى نكند از آنكه جوهر در چشم اثرى نكند با آنكه جوهر است ، بلكه به رنگش اثر « 7 » كند . و محسوسات خاص به هر حسى ، و عام مر همه حواس را اثر كند در حواس إلّا اينكه « 8 » محسوسى كه آن را به يك حس خاص توان يافت ، اثر در حاس بيش كند از محسوس به همه حواس يا بيشترين حواس . و گفت : حس را دريافتن چيزها خطا نيفتد ، هرگاه كه سه شرط باشد : « 9 » يكى اعتدال بعد ميان حسّ « 10 » و محسوس كه نه نزديك مفرط بود و نه دور به إفراط . دويم در جايى « 11 » كه محسوس را حس دريابد « 12 » . سيوم كه قوت حس تمام بود » « 13 » .

فصل دويم در حس بصر و كيفيت ادراك او مر مبصر را

مفسّر كتاب نفس ارسطو گويد كه ارسطو : « چون تمييز كرد ميان چيزهاى محسوس بذات و « 14 » محسوس بعرض « 15 » ، پس « 16 » وصف كرد هر حاسه را جدا و آگهى داد از ماهيت آن
هامش
( 1 ) . ( همان ) : باشد . ( 2 ) . ( همان ) : + از محسوسات . ( 3 ) . ( همان ) : + جوهر . ( 4 ) . ( همان ) : به دو قسم بخشيده شود . ( 5 ) . ( همان ) : كوب . ( 6 ) . ( همان ) : و دويم . ( 7 ) . ( همان ) : + در او . ( 8 ) . ( همان ) : مگر آنكه . ( 9 ) . ( همان ) : هرآن‌گه كه سه چيز باشند . ( 10 ) . ( م ) : در . ( 11 ) . ( م ) : جاى . ( 12 ) . ( مصنفات بابا افضل ) : در جايى بود كه يابد حس محسوس را . ( 13 ) . مصنفات بابا افضل كاشانى ، ترجمه رسالهء نفس ارسطو ، صص 412 - 416 . ( 14 ) . ( مصنفات بابا افضل ) : + چيزهاى . ( 15 ) . ( م ) : بالعرض . ( 16 ) . ( مصنفات بابا افضل ) : - .