تخطي إلى المحتوى الرئيسي

احياى حكمت ( مشتمل بر طبيعيات ) ( فارسى ) — صفحة 49

مساهمون:

ص٤٩
مسألهء علم بارى تعالى و موارد ديگرى از اين قبيل ، شواهدى بر اين مدّعاست . البته اين نتيجه‌گيرى محصول مطالعه و دقت نظر تنها در كتاب احياى حكمت وى مىباشد و ما را امكان دسترسى به ديگر آثار وى نبود تا ببينيم آيا اين نتيجه با توجه به عبارات ديگر وى صادق است يا نيست . او را فيلسوفى تحت تأثير افكار و آراء مير داماد و برخى از پيروان وى بايد دانست . اين تأثير را مىتوان در مسألهء صدور كثير از واحد ، نحوهء تبيين سلسله معلولات و مراتب صدور و مسأله حدوث عالم به خوبى مشاهده كرد . و بالجمله بررسى دقيق احياى حكمت اين نتيجه را در شناخت شيوه تفكر او براى ما حاصل مىكند كه مشرب فلسفى او آميزه‌اى از فلسفه مشائى ، اشراقى و الهيات عرفانى است كه مىكوشد تا از طريق ممزوج ساختن فلسفه با مداليل آيات الهى و احاديث معصومين - عليهم السلام - حكمت را در زمينهء تشيع اماميه احيا كند . اين قصد و آهنگ و سعى و تلاش وى را مىتوان در استشهاد و استدلال به آيات و روايات و تأمل در آنها ، در كنار نقل اقوالى از قدما و متأخرين حكماى مشائى و افلاطونى ، طى مباحثى كه در اين اثر ارائه كرده است به وضوح و آشكارا دريافت . از تصريح وى مبنى بر اينكه حكمت اولين و آخرين اقتباس از الهامات و تعاليم انبيا و اولياى الهى - عليهم السلام - است ، و تعظيم و تكريم او به پيشگاه ارسطو به واسطهء آنكه نظر وى را ملهم از انديشه‌اى مىداند كه از آسمان بر زمين و زمينيان افاضه گرديده است ، و نيز پىجويى مبدأ چنين حكمتى كه به هرمس و به تعبير وى به ادريس نبى - عليه السلام - منتهى مىگردد و اينها را همه نشانهء الهى بودن انديشهء ناب فلسفى و حكمى مىداند ، اين داورى را متبادر به ذهن مىسازد كه على قلى - ره - براى راه بردن به حق تحقيق در حل معضلات فلسفى و تبيين حقايق هستى ، به طريق ديگرى وراى عقل نيز قائل است . يعنى او به شهود و اشراق و الهام براى نيل به حقايق نهفتهء عالم قائل است كه اين شهود و الهام را پروردگار به نور شعشعانى حضرت خاتم النبيين و خاتم الوصيين - عليهما السلام - بر نفوس ناطقه‌اى كه جوياى حقيقتند افاضه مىكند ، چنان‌كه وى خود را در حل بعضى از معضلات فلسفى بهره‌مند از چنين توفيقى