تخطي إلى المحتوى الرئيسي

احياى حكمت ( مشتمل بر طبيعيات ) ( فارسى ) — صفحة 507

مساهمون:

ص٥٠٧
قومى ديگر گفته‌اند « 1 » كه چيز غذا نه از مانند خود « 2 » كند . « 3 » از آن جهت « 4 » كه سفيد از سفيد منفعل نگردد و نه سرد از سرد و نه گرم از گرم . پس اگر غذا از « 5 » مانند تن غذاكننده باشد ، از او منفعل نگردد ، و كار غذا آن است كه مستحيل شود . پس غذا نه از مانند بود . پس داناى يونان گفت « 6 » كه : هر دو گروه راست گفتند اما به وجهى و وجهى ، از آن جهت كه « 7 » غذا دوگونه بود : « 8 » يكى از آن است « 9 » كه به فعل غذا باشد ، دويم آن است كه به قوه غذا باشد . اما غذاى به فعل بعد از استحالت باشد « 10 » كه مانند تن غذاكننده باشد . « 11 » اما غذاى به قوه اينكه هنوز مستحيل « 12 » نباشند و طعام كه ناپخته بود ، هنوز غذا نيست « 13 » و به تن غذاكننده نماند . و همچنين ديگر خورشها كه بيرون تن باشد و هنوز به تن نرسيده و مستحيل نشده باشد « 14 » و مانند تن نشده باشد « 15 » ، آن را « 16 » غذا نكند . الّا ذو نفس ، و از اين جهت « 17 » گفته شد كه آتش غذاكننده نيست ، از آنكه ذو نفس نيست . و همچنين ديگر چيزها كه نفس ندارند غذا نكنند به حقيقت . پس چون خبر داد كه چيست و چگونه است غذا ، گفت « 18 » : قوت غذاكننده « 19 » نگهدار تن است و « 20 » برگيرندهء او و لازم او . و دليل بر اين « 21 » ، اينكه جانور اگر غذا نيابد ، نيست « 22 » گردد و به هلاك انجامد و قوت غذاكننده اگرچه نگهدار تن است ، ليكن « 23 » تن را به حرارت نگهدارد ، از آنكه قوام تن جانور به سه چيز است : به قوت غاذيه و به حرارت
هامش
( 1 ) . ( همان ) : گفتند . ( 2 ) . ( همان ) : - . ( 3 ) . ( همان ) : + و هر دو گروه راست گفته‌اند از رويى و رويى . ( 4 ) . ( همان ) : - . ( 5 ) . ( همان ) : - . ( 6 ) . ( همان ) : پس چنين گفت داناى يونان . ( 7 ) . ( همان ) : - هر دو گروه . . . از آن جهت كه . ( 8 ) . ( همان ) : است . ( 9 ) . ( همان ) : بود . ( 10 ) . ( همان ) : بود . ( 11 ) . ( همان ) : بود . و . ( 12 ) . ( همان ) : گرديده حال . ( 13 ) . ( همان ) : نه غذاست . ( 14 ) . ( همان ) : نارسيده به تن هنوز و از حال نگرديده . ( 15 ) . ( همان ) : ناشده . ( 16 ) . ( همان ) : + به . ( 17 ) . ( همان ) : - . ( 18 ) . ( همان ) : غذا و چگونه است گفت كه . ( 19 ) . ( همان ) : + است . ( 20 ) . ( همان ) : - است و . ( 21 ) . ( همان ) : - . ( 22 ) . ( همان ) : سست . ( 23 ) . ( همان ) : لكن .
احياى حكمت ( مشتمل بر طبيعيات ) ( فارسى ) — صفحة 507 | عليقلى ابن قرچغاى خان