تجسم و حلول ، حكماى متقدمين و متأخرين بسيار گفتهاند ، اما آنچه حضرت امام الحكماء الأولين و الآخرين أمير المؤمنين - عليه السلام - در اين دو كلمه گفته است كه :
« الروح فى الجسد كالمعنى فى اللفظ » « 1 » . أبلغ و أتم از همه است .
مقالهء چهارم در بيان انحاى افعال نفس كل
گوييم : پيشتر ثابت شد كه فرق ميان عقل كل و نفس كل اين است كه : عقل كل ، جوهر مجرد نورى الذاتى است كه در علم و قدرت و ساير كمالات بالفعل بوده به محض ذات مجعول خود قادر باشد بر فعل و ايجاد شىء نه به اعانت و انضمام « 2 » شرطمّايى كه خارج از ذات و صفت او باشد . و نفس كل ، جوهر مجرد نورى الذاتى است كه در علم و كمالات بالفعل است إلّا در صفت قدرت بر فعل ، يعنى قادر بر فعل نتواند بود مگر به اعانت و انضمام شرطمّايى كه خارج از ذات و صفت او باشد .
و چون اين دانسته شد ، گوييم : افعال نفس به قسمت اولى بر دو قسم است : يكى در عالم صورت و ظاهر ، يعنى در عالم ذى وضع و ذى جهت به شرط وضع و محاذات فاعل با موضوع فعل فاعل كه مخصوص اقليم جسم تعليمى مادى است . دويم در عالم معنى و باطن ، يعنى عالم بىوضع و بىجهت ، بدون وضع و محاذات فاعل با موضوع فعل ، چنان كه پيشتر در افعال نفس جن مدلّل گفته شد . اما قسم اول ، گوييم : شرط قادريت و فاعليت او به حسب عالم ذى وضع و ذى جهت دو چيز است : يكى بدن و آلت ذى وضع و دويم موضوع فعل ذى وضع . و اين بر دو قسم است : يكى ظاهرى دفعى ، چون ايجاد نفس شمس مر ماهيت ضوء را در هوا به شرط وضع و محاذات بدن ذى وضع شمس با موضوع فعل ذى وضع ، يعنى هوا به شرط جسم صلب . دويم ظاهرى تدريجى ، چون ايجاد شمس مثلا مر ماهيت صورت نوعى هوايى را در جزئى از اجزاى جسم طبيعى
هامش
( 1 ) . كشكول ، ج 2 ، ص 148 .
( 2 ) . ( م ) : ايضام .