تخطي إلى المحتوى الرئيسي

احياى حكمت ( مشتمل بر طبيعيات ) ( فارسى ) — صفحة 465

مساهمون:

ص٤٦٥
لايق آلت نفس باشد بر دو نحو جايز است : يكى آنكه لطايف هر چهار خلط يا شبيه به چهار خلط به سبب اوضاع كواكب مدبّرهء بدن انسانى ، در محل و موضع خاص كه به منزلهء رحم مادر باشد به نحوى ممتزج و متحد شوند كه مزاج حارّ شديد الرطب روحى سريع الفساد حاصل شده ، صورت نوعى روحى بر آنها فايض شود كه حافظ آن مزاج روحى سريع الفساد باشد ، و نفس مثالى انسانى متعلّق شود به آن روح غريزى و مصوّر دل و جگر و دماغ گردد ، چنان‌كه پيشتر در بيان تكوّن بدن و روح غريزى و تولد آدم - عليه السلام - در محل مناسب و توالد ذرّيهء او در رحم مادر گفته شد . دويم لطايف دو عنصر يا سه عنصر ، مثلا نار و هوا فقط ، يا هوا و آب فقط ، يا نار و هوا و آب مجموعا به سبب أشعهء كواكب ثابته و سياره و تأثيرات قرانات خاص از قرانات عظما كه مناسب مزاج تكوين بدن شيطان و جن يا ملك باشد ، در محل و موضع مناسب به نحوى ممتزج و متحد شوند كه مزاج حارّ شديد الرطب روحى عسير « 1 » الفساد حاصل شده ، صورت نوعى روحى بر آنها فايض شود كه حافظ آن مزاج روحى عسير الفساد و در درجهء أقصا و طويل العمر در مرتبه أعلا باشد . و از اين جهت شبيه به جسم سماوى شفاف متشابه الأجزاء « 2 » باشد ، محتاج به تغذيه و تنميه و به آلات تغذيه و تنميه نبوده مستغنى از تولّد نطفه و جماع و توالد و تناسل باشد . و از اين جهت ، نفس متعلّق شود بر اين نحو بدن شبيه به نفوس سماوى كه محتاج به تصوير أعضا و محتاج به شغل تدبير تغذيه و تنميه و جاذبه و ماسكه و دافعه و به ساير شواغل نباشد . و از اين جهت كأنّه هميشه منخلع و مجرد تامّ از بدن عنصرى بوده نسبت آن نفس و بدن مثالى او به همهء اجسام عينى على السويه بوده در يك آن متصرّف در أبدان عنصريهء متكوّن از اخلاط أربعه باشد ، چنان‌كه بعضى از نفوس كاملهء انسانى نيز كه قادر بر خلع بدن باشند مجرد تام بوده نسبت نفوس و ابدان مثالى ايشان نيز به همهء أبدان عنصريه على السويه است ، چنان‌كه ارسطو در اثولوجيا گويد : « و نقول إنّ لكلّ نفس شيئين « 3 » يتّصل بالجرم سفلا و
هامش
( 1 ) . ( م ) : غير . ( 2 ) . ( م ) : الاجزاى . ( 3 ) . ( اثولوجيا ) : شيئا .