كواكب ثابتهء موجوده در ثخن اسطقسات باشند ، خالى از اين نيست كه متحرّك به حركت وضعىاند يا متحرك به حركت مستقيمى . اگر متحرك به حركت مستقيمىاند « 1 » ، پس البته بايد كه يكى از اسطقسات أربعه باشند « 2 » . و اگر متحرك وضعىاند « 3 » ، لازم آيد كه در ما تحت كرهء نار اجسام سماوى باشند ، و هو شنيع جدا . و مع ذلك لازم آيد كه قابل خرق و التيام ، و تخلخل و تكاثف ، و بالجمله قابل تغيّر و تبدّل و فساد نباشند و متحرك به حركت مستقيمى نباشند . و اينها همه خلاف قرآن مجيد و عقل و خلاف حديث و خلاف قول قائلين به وجود جنّ و شياطين و ملائكهء أرضى است . و نتواند بود كه بدن اينها جسم عنصرى بسيط يا جسم عنصرى مركب از اسطقسات أربعه متحده باشد ، چه اجسام بسيطهء اسطقسيهء متضاده در نهايت بعدند از جسم سماوى نه ثقيل و نه خفيف ؛ و جسم مركب از اسطقسات متحدهء ممتزجه ، هرچند كه مزاج او قريب به اعتدال باشد ، إلّا اينكه اسطقسات متحده مادهء ناقصى است كه به هيچ وجه مبدأ اثر فعل يا انفعال نتواند شد مگر به استتمام به صورت نوعى مزاج ، چه جاى آنكه مبدأ اثر آليّت نفس مجرد تواند شد . و هر جسم عنصرى كه طبيعت او شبيه و قريب به طبع سماوى نيست ، أعم از اينكه بسيط باشد يا مركب ، قابل و لايق آليت نفس نيست ، چنانكه از كلام شيخ الرئيس پيشتر گفته شد ، چه جاى نفس عالم و مدرك معقولات . و همچنين نتواند بود كه بدن اينها بدن لطيف روحى معتدل المزاج يا كالمعتدل المزاجى باشد كه چون بدن انسان و روح غريزى او « 4 » ، متقوّم به غذا و نمو و تبدّل ما يتحلّل بوده ، از اين جهت سريع الفساد و قصير العمر باشد ، أعم از اينكه بدن اينها همين روح غريزى سريع الفساد باشد فقط ، يا جسم مؤلّف و متوحّد از روح غريزى سريع الفساد و اعضا و آلات سريع الفساد معا ، و الّا لازم آيد كه اينها نيز قصير العمر باشند . و اين خلاف قرآن مجيد و خلاف احاديث شريفه است ، چه در قرآن و حديث صريح است كه اينها طويل العمرند در نهايت درجهء أقصا ، چنانكه در قرآن مجيد است كه عمر شيطان تا آخر الزمان است . و در حديث شريف وارد است كه هام
هامش
( 1 ) . ( م ) : است .
( 2 ) . ( م ) : باشد .
( 3 ) . ( م ) : است .
( 4 ) . ( م ) : + او .