تخطي إلى المحتوى الرئيسي

احياى حكمت ( مشتمل بر طبيعيات ) ( فارسى ) — صفحة 443

مساهمون:

ص٤٤٣
خود بىخود شود و بىخودانه كار كند ، از آن جهت كه شك نيست كه تا اول به اين نحو كار نكند ، به اين نحو مشغول نمىشود ، و تا به اين نحو مشغول نشود از خود بىخود « 1 » نمىشود . پس از ابتداى تعلّق تا انتهاى تعلّق همين كار مىكند بىخودانه ، و همين از خود بىخود است . پس بايد كه نفس مثالى متعلّق به اين ارواح ، عالم باشد به صفت تصورّيه و تغذيّه ابداعا ، و به همان علم كار كند نه به علم حادثهء فايضه از غير إلّا اينكه به سبب شدت توجه مفرط به متوجه إليه از خود و از علم خود فانى شده ، عالم و شاعر به خود و به علم خود نخواهد بود ، بلكه كأنّه همگى « 2 » علم و تدبير و متوجه إليه خواهد بود لا غير ، نه عالم و شاعر به خود و به علم خود . اما چون روح دماغى شبيه به جسم سماوى لطيف و شفاف است و آلت ادراكات خمس است فقط ، لهذا هم ظلمانيتش « 3 » و هم شاغل بودن افعالش كمتر است و از اين جهت ميل مفرط فنا « 4 » ، در او بوجه مفقود است ، لهذا آن نفس مثالى بحسب تعلق به اين آلت در بطن ام ، شاعر به ذات خود است فقط به نحو ضعيف ضعيف ، و علم به علم و شعور به شعور خود ندارد . و چون احساس محسوسات حس كند و بس ، . . . « 5 » علم به علم و شعور خودش خواهد داشت ، چنان‌كه به تفصيل‌تر از اين در جواب شك اينكه علوم كليه آيا به تذكر است يا نه خواهيم گفت - إن شاء اللّه .

مقالهء چهارم در بيان كيفيت حدوث ابدان متشابه الأجزاى جن و شيطان و ملائكهء أرضى كه شبيه به أبدان سماوى است ، و اين مشتمل بر سه فصل است :

فصل اول « 6 » در شرح اسم جن و شياطين ، فصل دويم در شرح اسم ملك ،
هامش
( 1 ) . ( م ) : بىخو . ( 2 ) . ( م ) : هملگى . ( 3 ) . ( م ) : ظلمانيش . ( 4 ) . ( م ) : فناى . ( 5 ) . ( م ) صا رسد ( ؟ ) . ( 6 ) . ( م ) : + اول .