تخطي إلى المحتوى الرئيسي

احياى حكمت ( مشتمل بر طبيعيات ) ( فارسى ) — صفحة 424

مساهمون:

ص٤٢٤
در تحصيل مطالب خود . و همچنين در صناعيات صانع صورت تيشه در مادهء تيشه ، اعم از اينكه فاعلى باشد يا معدّى ، قياس به مجموع صورت و ماده تيشه معلولى است مشترك ميانهء صانع صورت تيشه و صانع مادهء تيشه ، به وجهى محتاج است به تيشه در استعمال او از براى صنعت نجارى . و شك نيست كه [ صورت نوعيهء ] اعضاييه و بدن مصوّر به آن صورت كه معلول نفس است ، معلول مشترك فيه است نه معلول صرف او . جواب سيوم اينكه گوييم : چون پيشتر دانسته شد كه فاعل صور اعضائيه ، نفس سماوى يا نفس مثالى آن بدن است به توسط اجرام سماوى ، بل به توسط اجرام سماوى و روح غريزى متكوّن در منى ، پس چون صور اعضائيه مخلوق نتواند شد مگر به توسط اوضاع جرم فلكى و روح غريزى ، پس وقتى كه آن امر متوسط كه روح غريزى است به سببى از اسباب ضدّيه و مفسده معدوم شود و معلولش كه صور اعضائيه است معدوم شود ، پس البته آن امر متوسط ، علت معديه خواهد بود نه فاعل ، و مفارقت نفس كل و نفس مثالى از آن روح غريزى معدوم شدن آنها نيست ، بلكه باطل شدن مزاج استعداد روح غريزى است به سببى از اسباب مفسده ، نه معدوم شدن نفس . پس روح غريزى ، علت معديه است نه نفس . و چون قوهء فاعله و مصوّرهء صور اعضائيه به توسط روح غريزى دانسته شد ، اكنون شروع به تحقيق حدوث روح غريزى كنيم - إن شاء اللّه .

فصل سيوم در بيان حدوث روح غريزى

اما بيان طريق حدوث روح غريزى و فعل و تأثير و إعطاى او استعداد صور نوعيهء اعضائيه را در مادهء بدن متولّد از غير أب و ام ، و حدوث صور نوعيهء آلات و اعضا از واهب الصور بر آن ماده ، و حدوث نفس جزيى از فاعل آنها ، اعم از اينكه آن نفوس جواهر على حدّه باشند يا تعلقات نفوس مثالى ، اين است كه گوييم : اول بايد دانسته شود كه مدبّر به قسمت اولى بر دو قسم است : يكى مدبّر خارجى كه مستغنى از مدبّر خود است در كمال اول و در كمالات ثانيهء حقيقيه ، چون تدبير سلطان مر اقليم خود را و سالار