تخطي إلى المحتوى الرئيسي

احياى حكمت ( مشتمل بر طبيعيات ) ( فارسى ) — صفحة 349

مساهمون:

ص٣٤٩
علت دور تعميرى گردند ، و حكم ايشان تا مدت هيجده هزار سال جارى باشد تا اينكه در عرض اين مدت قرانات خود را در مثلثات بروج إثنا عشريه تمام كند . و كواكب ثابته كه در هر صد سال يك درجه طىّ مىكند ، در عرض اين مدت كواكب ثابته كه مخصوص حمل و ثور و جوزا و سرطان و أسد و سنبله باشند ، بالتمام از بروج خود منتقل شوند به بروج ستهء ميزان و عقرب و قوس و جدى و دلو و حوت . و كواكب ثابته كه مخصوص اين بروج ستّه باشد ، منتقل شوند به بروج ستهء حمل و ثور و جوزا و سرطان و أسد و سنبله ، و در اين وقت قران أعظم كواكب سياره حادث شود در نقطهء خريفى ، به حيثيتى كه أوساط و مراكز آنها منطبق باشد با يكديگر . پس قران آنها در درجه اول ميزان و كون كواكب ثابته مخصوص به بروج ستهء ربيعيه و صيفيه در بروج ستهء خريفيه و شتويه كه فى الحقيقه بمجموعها قران أعظم تخريبىاند ، سبب و علت دور تخريبى باشند تا مدت هيجده هزار سال ، و حكم ايشان جارى باشد تا آنكه كواكب سياره ، قرانات خود را در مثلثات بروج إثنا عشريه تمام كنند و مقترن شوند در اول درجهء حمل و تمام كواكب ثابتهء ربيعيه و صيفيه منتقل شوند از بروج ستهء خريفيه و شتويه به بروج ربيعيه و صيفيه خود ، چنان‌كه در دور تعميرى سابق بودند ، و سبب دور تعميرى لا حق گردند ، و همچنين إلى غير النهايه . چه فى الحقيقه أدوار و أكوار جزئى شهور ستهء تعميريهء ربيعى و صيفى ، و شهور ستهء « 1 » تخريبيه خريفى و شتوى ، در هر سال شمسى ، نمونه‌اى است از أدوار و أكوار دور تعميرى و تخريبى كلى . و فرق ميان اينها اين است كه در دور تعميرى جزئى ، چون آفتاب به درجهء حمل رسد ، كواكب سيارهء ديگر به مجموعه مقترن نيستند و كواكب ثابته حمليه و ميزانيه نيز در برج خود نيستند ، لهذا عدد دورات جزئيهء تعميريهء او صمّى است . و در تعميرى كلى ، چون آفتاب به درجه اول حمل رسد ، تمام كواكب سياره بمجموعها مقترنند و كواكب ثابتهء حمليه و ميزانيه در بروج خودند ، عدد دورات آنها عددى است نه صمّى .
هامش
( 1 ) . ( م ) : + تعمير .