در آغاز اين مقال يادآور شديم كه غور در امور معنوى و مسائل مربوط به باطن همواره با تأملات فلسفى همراه است ، به همين جهت است كه مىتوان گفت اين دسته از انديشمندان جامع معقول و منقول بوده و انديشهء آنان همواره به صبغهء معنويت آراسته است . بيشتر انديشمندان عصر صفوى از اين ويژگى برخوردار بوده و آثارى كه از آنان باقى مانده مىتواند گواه اين مدعا باشد . ترديدى نمىتوان داشت كه در ميان انديشمندان عصر صفوى شخص صدر المتألهين به عنوان بنيادگذار يك مكتب فلسفى نيرومند ، از هر شخص ديگرى شناختهتر است . انديشههاى بلند اين حكيم بزرگ به گونهاى گسترش يافته كه در طول حدود چهار قرن ، بسيارى از صاحبان فكر را تحت تأثير و سيطرهء خود قرار داده است . البته در طول اين چند قرن ، كسانى آمدهاند كه در مقابل صدر المتألهين موضع گرفته و كوشيدهاند انديشههاى او را مورد انتقاد قرار دهند ، ولى تعداد اين اشخاص اندك بوده و نقد آنان نيز تنها به چند حاشيه و تعليقه محدود گشته است . از زمان صدر المتألهين تاكنون ، هنوز كسى نتوانسته بهطور منظم و منسجم و براساس اصول و مبانى محكم فلسفه ، اين فيلسوف را مورد يك نقد شامل و جامع الأطراف قرار دهد .
در ميان انديشمندان عصر صفوى ، مير داماد نيز شناخته شده است و كسانى كه با فلسفه آشنايى دارند ، او را به عنوان يك حكيم بزرگ مورد تمجيد و تكريم قرار مىدهند .
درست است كه او استاد صدر المتألهين بوده است ، ولى نه شهرت او در فلسفه به پاى شهرت صدر المتألهين مىرسد و نه انديشههاى او را مىتوان همسنگ و همطراز انديشههاى فيلسوف شيراز به شمار آورد .
آنچه بايد در اينجا يادآور شويم اين است كه دو شخصيت مهم عصر صفوى ، يعنى مير ابو القاسم فندرسكى و شيخ رجبعلى تبريزى ، چنانكه بايد و شايد ، شناخته شده نيستند . همان گونه كه مير داماد و صدر المتألهين ، استاد و شاگرد بودهاند ، مير ابو القاسم فندرسكى نيز استاد شيخ رجبعلى تبريزى به شمار مىآيد . ولى بين اين استاد و شاگرد و آن استاد و شاگرد از جهت سبك انديشه و اسلوب تفكر فاصله بسيار است . كسانى بر
احياى حكمت ( مشتمل بر طبيعيات ) ( فارسى ) — صفحة 28
مساهمون: عليقلى ابن قرچغاى خان
ص٢٨