تجريد الاعتقاد خواجه نصير الدين طوسى از جمله كتابهاى كلامى - فلسفى است كه در طول قرنهاى متمادى مورد توجه اهل انديشه بوده و تاكنون بيش از دهها شرح و تعليقه بر آن نوشته شده است . نوشته شدن اين همه شرح و تعليقه بر كتاب كلامى - فلسفى خواجه ، نشاندهندهء اين واقعيت است كه چراغ تفكر و تأملات فلسفى در ميان مردم مسلمان ايران هرگز خاموش نشده و همواره پرتو خود را به سوى اشخاص مستعد روان داشته است . حوادث سهمناك تاريخ همانند طوفانى مهيب ، همه چيز را ويران كرده و دگرگون ساخته است ، ولى با اين همه ، نور حكمت و تفكر را نتوانسته است براى هميشه در اين سرزمين نابود سازد . در كتاب زوال انديشهء سياسى در ايران ، روى اين مسأله تكيه شده كه عقل عملى نزد انديشمندان اسلامى ، غير از آن چيزى است كه نزد فلاسفه يونان مطرح بوده است . اين ادعا به هيچ وجه قابل انكار نيست ، ولى صحت اين ادعا به معنى اين نيست كه انديشهء سياسى به دنبال انديشهء فلسفى در ايران زوال پيدا كرده است . پر واضح است كه عقل عملى در محيط اسلامى ، بنا به دلايلى كه اكنون جاى ذكرش نيست ، غير از آن چيزى است كه براى فلاسفهء يونان مطرح بوده است . ولى وجود اين تفاوت نمىتواند دليل اين باشد كه انديشهء سياسى و انديشهء فلسفى در اين سرزمين زايل گشته است . خواجه نصير الدين طوسى ، انديشمندى است كه در سختترين شرايط زندگى و در ميان طوفانهاى تند حوادث توانسته است نور تفكر و شعاع انديشه را محفوظ نگاهدارد . او در جايى از كتاب شرح اشارات ابن سينا به مشكلات زمان خود اشاره كرده و با زبان نظم چنين مىگويد :
به گرداگرد خود چندانكه بينم * بلا انگشترى و من نگينم
آنچه خواجه به زبان نظم در مورد مشكلات زمان خود بيان كرده ، دربارهء ساير انديشمندان بعد از او تا قبل از تشكيل دولت صفوى در سال 907 هجرى نيز صادق است . البته پس از پيدايش سلسلهء صفويه ، زمينه براى رشد انديشه فراهم گشت و حكمت الهى رونق يافت . در همين دوره است كه مكتب كلامى - فلسفى اصفهان به منصهء ظهور و بروز مىرسد و بسيارى از علما و انديشمندان ، چه در حوزهء معقول و چه در