[ است ] .
و بعضى گويند كه مطابق او در خارج موجود نيست ، بلكه راسم اين امتداد در خارج موجود است كه او را آن سيّال ، و معروض او را حركت توسطى خوانند .
بعضى از فضلاى عصر ما گفته است كه هركدام از اينها در بعضى مواد حق است ، نه در جميع مواضع ، يعنى در حركت مستقيمى مطابقدار نيست . و در حركت وضعى مطابق دار است . بيانش به جهت توضيح اينكه گوييم اگر كسى خواهد بداند كه حركت قطعى در خارج هست يا نه ، بايد چنين تصور كند كه اين حركت منصوب است يا نه ، كه اگر اين حركت منصوب مستقيمى باشد ، چنانكه تير پردار يا طاير سريع الطير كه از بابت تير به يك امتداد از هوا به سوى شيب مىپرد ، ظاهر و بيّن است « 1 » كه صداى متصل ممتدّ غير قارّ ، يعنى « اووست » كه از خرق هوا حادث مىشود ، از ابتداى حركت ، به هر جزئى از اجزاى مسافت كه مرور كند ، آن صوت « 2 » حادث در آن جزء مسافت معدوم مىشود و به جزئى ديگر از مسافت كه مىرسد باز حادث مىشود در آن جزء مسافت معدوم مىشود و هكذا متصلا تا انتهاى حركت كه آنجا اين صوت « 3 » حادث « 4 » معدوم مىشود بالمرّه . و شك نيست كه آنچه از اين نحو حركت متصوّت در خيال رسم مىشود ، مطابق او در خارج نيست ، به جهت اينكه از هيچ جزئى از اجزاى مسافت خارق و مخروق نيست . و همچنين اگر آن طاير مفروض به عنوان دوران طيران كند ، به همان نحو كه گفتيم ، به هر جزئى از اجزاى مسافت دورى كه مرور كند ، آن صوت « 5 » حادث و معدوم مىشود .
اما اگر اين حركت متصوّت وضعى باشد ، چون چرخ دولاب يا چرخ فلك محيط ، مطابق او در خارج موجود است ، از آن جهت كه متحرّك به حركت وضعى ، مثلا فلك محيط كه منقسم به سيصد و شصت درجهء موهوم است ، هر جزئى از اجزاى مقعّر او كه مارّ و ممسوس باشد به محدّب فلك ما تحت ، از ابتداى دوره تا انتهاى او ، يعنى از طلوع آفتاب تا طلوع ديگر ، همهء درجات محيط به همهء درجات مسافت محاط ، مارّ و ممسوس
هامش
( 1 ) . ( م ) : طاهر و نبى است .
( 2 ) . ( م ) : صورت .
( 3 ) . ( م ) : صورت .
( 4 ) . ( م ) : + و .
( 5 ) . ( م ) : صورت .