است كه در اين مختصر نمىتوان از آن سخن به ميان آورد . بايد به اين نكته توجه داشت كه حملهء مغول به جهان اسلام ، تمام مظاهر تمدّن و فرهنگ آن را درهم ريخت . مغولان بيابانگرد ، مسلمانان را در روستاها و شهرهاى پيشرفته قتل عام كردند و هرجا كه صد هزار نفر بود ، بىمبالغت ، صد كس باقى نگذاشتند . اهل تحقيق گفتهاند : « خرابى كه در ظهور دولت مغول اتفاق افتاد ، و قتل عامى كه در آن زمان رفت ، اگر تا هزار سال ديگر هيچ حادثهاى واقع نشدى ، هنوز تداركپذير نبودى » . برخى از مورّخان معتقدند حملهء مغولان علاوه بر آثار ويرانگر و زيانبخش داخلى ، موازنهء سياست جهانى را به نفع مغرب زمين نيز برهم زده است .
در خلال اين خرابيها كه از آثار شوم حملهء مغول برجاى مانده بود ، علما و انديشمندان شيعى دست از تلاش برنداشتند و به فعاليتهاى علمى و فرهنگى خود ادامه دادند . به همين جهت بود كه در خلال نخستين دههء دولت ايلخانان ، مذهب تشيّع به عنوان مذهب رسمى اين دولت اعلام شده بود . اين واقعه در زمان حكومت الجايتو خدابنده رخ داد . در اين جريان ، نقش انديشمند بزرگ شيعى ، علّامهء حلّى ، بسيار برجسته است .
علماى شيعه ، پس از علّامهء حلّى ، به فعاليت خود ادامه دادند و در راه نزديك ساختن سلسلههاى حاكم به پذيرش عقايد مذهب تشيّع ، تلاش فراوان كردند . برخى از نويسندگان شيعى مذهب ، بر اين عقيدهاند كه بسيارى از سلسلههاى حاكم بعد از مغول ، داراى نظريات امامى بودهاند . در ميان اين سلسلهها ، چوپانيان ، آل جلاير ، سربداران و قراقويونلوها را مىتوان ذكر كرد . سلسلهء ناشناختهء آرتوقيها ، نيز در زمرهء سلسلههاى مزبور قرار گرفتهاند « 1 » . از هنگام سقوط بغداد در سال 656 هجرى تا تشكيل حكومت صفويه در ايران ، حدود دو و نيم قرن به طول انجاميد . در طول اين مدّت ، دولتها و سلسلههاى مختلف و متعددى به وجود آمدند و پس از مدتى از ميان رفتند . در طول اين مدت دورهء فترت بين مرگ ابو سعيد ، آخرين ايلخان مغول ، و آمدن سلاطين صفوى ،
هامش
( 1 ) . ميشل م مزاوى ، پيدايش دولت صفوى ، ترجمه دكتر يعقوب آژند ، صص 141 - 28 .