تخطي إلى المحتوى الرئيسي

احياى حكمت ( مشتمل بر طبيعيات ) ( فارسى ) — صفحة 253

مساهمون:

ص٢٥٣
شد امور حقيقىاند به اسباب طبيعى و الهى ، و به وحى « 1 » سماوى « 2 » بروج حقيقىاند بالذات . و آنچه در محاذات آن بروج واقع باشد ، از اجسام افلاك از ما فوق و ما تحت ، همگى بروج حقيقىاند بالعرض حقيقى . و دانسته شد كه ما به التحقق آنها حركت معدّل النهار يومى و حركت فلك شمس است متقاطعا . و شك نيست كه بعد از تحقق بروج إثنا عشر ، هرچه در محاذى اين بروج واقع باشد ، حكم آن بروج حقيقى بالذات دارد ، و الّا لازم آيد كه قمر هرگز در بروج نباشد . و همچنين فلك معدل النهار كه به منزلهء مادّهء بروج است ، بايد كه « 3 » متحرّك باشد هم به حسب جميع اجزا مجموعا ، و هم [ به حسب ] جزء مفروض و معيّن در سطح محدّب افلاك ما تحت خود جميعا كه عين بروجند بالذات و بالعرض . و همچنين فلك شمس يا ثوابت كه به منزلهء صورت بروج است ، بايد كه متحرّك باشد هم به حسب جميع اجزا مجموعا و هم به حسب جزء مفروض و معيّن در سطح مقعّر افلاك ما فوق « 4 » ، يا در محدّب افلاك ما تحت كه عين بروجند بالذات و بالعرض . و همچنين جرم زحل و مشترى و مريخ كه در ما بين معدل النهار و فلك شمس‌اند ، هم متحرّكند در سطح مقعر ما فوق خود و هم در سطح محدّب ما تحت خود جميعا . و همچنين جرم قمر نيز كه متحرّك است در سطح مقعّر جميع افلاك كه همگى بروجند واقعا « 5 » ، بعضى بالذات و بعضى بالعرض . تحقيق مبدئيت خواص و احكام مختلفهء سعديه و نحسيّهء آنها ، اينكه گوييم : ثابت و مسلّم است عقلا و شرعا كه سبب اختلاف افلاك قياس به يكديگر و به عالم عنصرى نيست مگر به مواد مختلفه و اجسام مختلفه و حركات و اوضاع مختلفهء اينها قياس به يكديگر و به عالم عنصرى . و دانستن آنها تفصيلا ممكن نيست مگر به وحى سماوى ، و مجملى از آنها كه به عقل توان يافت اين است كه : چون فلك شمس كه منطقه‌اش با منطقهء فلك اعظم و با ثوابت منطبق است ، متقاطع است با فلك معدّل النهار به دو نقطهء ربيعى و خريفى . و شك نيست كه جرم شمس كه منطبق است به منطقهء فلك ثوابت وقتى كه از
هامش
( 1 ) . ( م ) : به وجهى . ( 2 ) . ( م ) : + و . ( 3 ) . ( م ) : + هم . ( 4 ) . ( م ) : + ما فوق . ( 5 ) . ( م ) : واقع .
احياى حكمت ( مشتمل بر طبيعيات ) ( فارسى ) — صفحة 253 | عليقلى ابن قرچغاى خان