تخطي إلى المحتوى الرئيسي

احياى حكمت ( مشتمل بر طبيعيات ) ( فارسى ) — صفحة 252

مساهمون:

ص٢٥٢
يومى به منزلهء مادهء بروج ، و فلك متحرّك به حركت شمس يا ثوابت به منزلهء صورت متمم باشد ، از آن جهت كه هيچ‌يك از اينها و غير اينها به تنهايى « 1 » لياقت آن ندارد كه معيّن و محقّق بروج حقيقى و واقعى باشند در خارج ، بلكه بايد كه اول حركت يوميهء فلك محيط كه رئيس كلّ و محرّك كل است ، موجود باشد ، و ثانيا حركت خاصّه « 2 » فلك شمس يا ثوابت كه منطقتين اينها منطبق به يكديگرند ، موجود باشد تا متقاطع شود بر دو نقطهء متقابلهء ربيعى و خريفى ، از منطقهء فلك محيط كه معدّل النهار است . و به سبب تقاطع « 3 » منطقتين ، موجود و معين شود چهار قوس كه ابتداى آنها نقطهء ربيعى باشد و انتهاى آنها نقطهء خريفى ، به هيأتى كه ما بين ميان حقيقى آنها ، در نهايت وسعت باشد و طرفين آنها در نهايت تنگى . و به اين سبب موجود و معين شود نقطهء ميان حقيقى در دو قوس . و از اين جهت معين شود نقطه صيفى كه غايت بعد آفتاب است قياس به ربع مسكون و قياس به معدّل النهار جميعا ، و نقطه شتوى كه غايت بعد آفتاب است قياس به ربع مسكون . و چون چهار نقطه ربيعى و خريفى و صيفى و شتوى كه چهار ركن بروج و اوتاد اربعهء بروج است ، موجود و معين شود هر ربعى از اين ارباع كه دو طرف حقيقى و ميان حقيقى دارد . به وحى سماوى و به تجربه عقلى ، به سه قسم مساوى محدود و معيّن شد كه دوازده برج باشد و هر قسمى از آنها به سى درجه مقسوم شد . و مراد از تجربه عقلى آن است كه حرارت آفتاب از نقطهء ربيعى كه اول بهار است تا سى يوم و سى درجه در نهايت اعتدال است و از ابتداى سى درجهء ميان كه وسط بهار است ، متوسط ميان اعتدال و افراط است . و از ابتداى سى درجهء آخر تا انتهاى سىيوم و سى درجه كه آخر بهار است ، در نهايت افراط است . و همچنين از ابتداى نقطهء صيفى « 4 » تا نود يوم و نود درجه كه اول و وسط و آخر تابستان است . و همچنين از ابتداى نقطه خريفى كه حرارت آفتاب كمتر است تا نود درجه ، و از ابتداى نقطهء شتوى تا نود درجه كه آخر زمستان است . پس از اين جمله دانسته شد كه اين بروج إثنا عشريه به اين نحو و به اين هيأت كه گفته
هامش
( 1 ) . ( م ) : و غير كه بتناهى . ( 2 ) . ( م ) : خاضه . ( 3 ) . ( م ) : + او . ( 4 ) . ( م ) : سيفى .