تخطي إلى المحتوى الرئيسي

احياى حكمت ( مشتمل بر طبيعيات ) ( فارسى ) — صفحة 250

مساهمون:

ص٢٥٠
حقيقت واقعى و نفس الأمرى است ، چنان‌كه بعضى گويند ، يا وهمى و فرضى است ، چنان‌كه بعضى ديگر گويند ؟ و اگر حقيقى و نفس الأمرى است ، چون ثابت و مسلّم است كه امور حقيقى مستمرى ، محال است كه جزافى و اتفاقى باشند ، بلكه البته بايد كه به اسباب طبيعى و الهى باشد . فحينئذ حقايق ممتازهء بروج إثنا عشريه كه منشأ آثار و احكام دايمى و مستمرى است ، اما به حسب ذات بذاته ، فلك اطلس متحرّك به حركت يومى است فقط ، يا به حسب ذات بذاته فلك ثوابت است فقط ، يا به حسب فلك اطلس و فلك ثوابت مجموعا . و اگر به حسب فلك اطلس است ، خالى از اين نيست كه تقسيم آنها و مبدأ خواص و احكام سعديه و نحسيهء آنها به حسب جسميت اوست فقط ، يا به حسب حركت يوميه اوست فقط ، يا به حسب مجموع من حيث المجموع آنها . و اگر به حسب فلك ثوابت است به حسب جسميت اوست فقط ، يا به حسب كواكب محدودهء معينه ، يا به حسب مجموع من حيث المجموع آنها . و اگر به حسب مجموع فلك اطلس و فلك ثوابت است ، بما هو جسم است فقط ، يا بما هو متحرّك ، يا به مجموع من حيث المجموع آنها . و چون اين دانسته شد گوييم : [ اگر ] حقيقت بروج إثنا عشريه ، فرضى و وهمى فارض و واهم است ، لازم آيد كه تعيين و تقدير فارض مر جسم متشابه الأجزاء را به اقسام مختلفه ، ترجيح بلا مرجّح باشد ، اگر [ چه ] همه آن فارض ، نبى يا وصىّ باشد . و مع ذلك لازم آيد كه جسم متشابه الأجزاء بسيط ، و طبيعت واحدهء او مبدأ خواص و احكام متضادهء سعديه و نحسيه باشد ، هذا خلف و محال . و اگر امور حقيقى است و حقايق مختلفهء او به حسب جسميت فلك اطلس است فقط ، همين مفسده كه گفته شد لازم آيد . و اگر به حسب حركت اوست فقط ، لازم آيد كه چنان‌كه حركت او يك حركت بسيط شخصى و جدى ازلى و ابدى است كه به حسب دواير وسعتا و ضيقا متكثر است لا غير ، همچنان بايد كه تقسيم آنها به بروج إثنا عشريه و مبدأ اثر بودن آنها ، يك مبدأ بسيط از سنخ واحد باشند كه به حسب شدت و ضعف حركت بسيطهء دواير وسعتا و ضيقا متكثر و متغاير باشند نه متغاير و متخالف به تغاير