تخطي إلى المحتوى الرئيسي

احياى حكمت ( مشتمل بر طبيعيات ) ( فارسى ) — صفحة 220

مساهمون:

ص٢٢٠

فصل چهارم در بيان شكل طبيعى اجسام بسيطه

بدان كه شكل طبيعى اجسام بسيطه ، كروى است و دليل بر اين ، اينكه شك نيست كه طبيعت جسم متشابه الأجزاء بما هو جسم ، مقتضى فعل يا انفعال بسيط متشابه است نه فعل يا انفعال متكثر و متفاوت . و فاعل جسم تعليمى ، اعم از اينكه عقل مفارق باشد يا نفس فلكى ، البته بسيط است نه مركب ، چنان‌كه بعد از اين در فن الهيّات مدلّل خواهيم گفت - إن شاء اللّه . و چون فاعل و قابل ، هر دو بسيط و متشابه باشند ، البته معلول قائم به آنها نيز بسيط و متشابه الأجزاء خواهد بود . پس جسم تعليمى شخصى متناهى با قطعات متشخص به معروض و قابل كه فعل بسيط و متشابه فاعل بسيط است در قابل بسيط ، بايد كه تشخص تناهى او واحد و متشابه باشد نه متكثر و متفاوت ، و هرچه چنين باشد ، البته بايد كه كروى باشد ، پس بايد كه شكل طبيعى جسم تعليمى متناهى متشخص به معروض بسيط ، البته بايد كروى باشد ، اعم از اينكه سماوى باشد يا عنصرى ، فهو المطلوب . مصنف - وفقه اللّه - گويد كه من دليل ديگر از راه ديگر گفته‌ام و آن اين است كه چون ثابت و مسلّم است كه شكل كروى ، اصل و مبدأ جميع اشكال ، و اشرف و اوسع و اتم از جميع اشكال است ، لهذا فاعل شكل جسم تعليمى بالطبع و بالذات مىخواهد كه ايجاد شكل كروى كند در جسم تعليمى قائم به ماده . و چون ماده بما هى ماده قابل مطلق بوده ، اقتضاى شكلى دون شكلى و اقتضاى استعداد شكلى دون شكلى ندارد ، لهذا فاعل شكل بالطبع و بالذات مىخواهد كه استعداد شكلى كروى ايجاد كند در مادّهء سماوى يا عنصرى . پس در هر ماده كه استعداد شكل كروى ، مخلّ نظام جملى عالم نيست ، البته استعداد كروى افاضه مىكند و برطبق آن شكل كروى ، چنان‌كه در مادهء كواكب كرده است . و اگر مخلّ و منافى نظام عالم باشد به سبب امتناع اختلال نظام جملى ، استعداد غير كروى ايجاد مىكند ، چنان‌كه در مادّهء فلك ، شكل كرهء دولابى و در مادهء فلك حاوى و محوى ، شكل نعلى ايجاد كرده است .
احياى حكمت ( مشتمل بر طبيعيات ) ( فارسى ) — صفحة 220 | عليقلى ابن قرچغاى خان