من الجاعل » و إلّا لازم آيد كه ماهيت جوهريهء ماديه متكثر الأفراد ، مثلا فرس بما هو فرس صادر شود از فاعل مطلقة عن الماده ، هذا خلف . يا صادر شود متخصّصا بتخصّص مّا بى ما به التخصّص ، و هو محال . و شك نيست كه اين مخصّص ماهيت جوهريهء ماديهء متكثر الأفراد ، امرى است زايد و عارض بر ماهيت من حيث هى هى و مقدم بر صدور و وجودش نه عين صدور يا وجود خاصش ، و مع ذلك نتواند بود كه جوهر باشد و إلّا لازم آيد كه او نيز فصلى ديگر بوده نوع اخير جوهر مادى متكثر الافراد نوع اخير نباشد ، هذا خلف . پس بايد عرضى باشد از أعراض مجهول الاسم كه در تحت هيچ مقوله از مقولات تسع نباشد .
جوابش گوييم : اين مقدمه حق است كه ماهيت جوهريهء ماديهء متكثر الافراد صادر نمىتواند شد از جاعل مگر اينكه اول متخصّص شود به خصوصيت خاص ؛ اما از اين لازم نمىآيد كه ما به التخصّص از بابت فصل يا خاصه ، ماهيتى باشد كه منضم شود به ماهيت نوعى متكثر الأفراد و او را شخص گرداند و بعد از آن ، جاعل آن ماهيت متشخص را صادر و موجود گرداند و إلّا لازم آيد كه نوع اخير به انضمام آن ما به التخصّص نوع اخيرتر شود ، اگر آن ما به التشخص ماهيت جوهرى باشد . و مع ذلك همان مفسده كه كلى به انضمام كلى جزئى گردد ، لازم آيد و جوهر شخصى كه حقيقى و طبيعى بل جوهر اوّل و أحق است در جوهريت از جواهر ثوانى ، مركب « 1 » از جوهر و عرض باشد « 2 » ، اگر آن ما به التشّخص « 3 » ماهيت عرضى باشد ، اعم از اينكه از مقولات تسع باشد يا خارج از مقولات تسع . و چون دانسته شد كه آن ما به التشّخص « 4 » كه قبل از وجود است نه ماهيت جوهرى است و نه ماهيت عرضى ، پس بايد كه آن ما به التشّخص و التخصّص همان هيأت نحويت و خصوصيت وقوع آن ماهيت باشد در علم جاعل لا غير ، به اين معنى كه در علم جاعل مقدر باشد كه ماهيت جوهريه ماديه متكثر الأفراد ، مثلا فرس بما هو فرس صادر و موجود نتواند شد از جاعل مگر به شرط قابل خاص يعنى به شرط استعداد
هامش
( 1 ) . ( م ) : + او .
( 2 ) . ( م ) : + اگر ما به الشخص ماهيت عرضى باشد .
( 3 و 4 ) . ( م ) : الشخص .