تخطي إلى المحتوى الرئيسي

احياى حكمت ( مشتمل بر طبيعيات ) ( فارسى ) — صفحة 136

مساهمون:

ص١٣٦
نفس ملكى باشد يا فلكى يا انسانى يا حيوانى يا غير آنها . و مراد از هيأت رسميه يا به منزلهء رسميه ، عرض نورانى است كه معرّف و حاكى تواند شد بالذات قياس به معرّف و محكى بالذات ، و از اين جهت ما به الكشف و ما به التعليم و التعلّم تواند شد ، اعم از اين كه معرّف و محكى او در خارج ذهن بالفعل و تحقيقى باشد يا بالقوه و تقديرى ؛ و اگر تقديرى باشد ، ممكنى باشد يا محالى ، چنان‌كه به تفصيل مدلّل خواهيم گفت - إن شاء اللّه - الّا اينكه اسم و معنى ذهن به امور شبحيه كه ما به التعليم و التعلّم تواند شد ، أليق است از علوم و رسوم شبحيه كه ما به التعليم نتواند شد ، چون علوم حصوليهء حسّيه در حيوانات و مراد از امور خارجى مطلق ، امرى است كه چنين نباشد . و مراد از امور ذهنى حقيقى مقابل اعتبارى ، صورت و هيأت رسميهء كذايى است كه محكى و مطابق و منشأ انتزاع داشته باشد در مرتبه‌اى « 1 » از مراتب دهر يا زمان تحقيقا ، اعم از اينكه مطابق و منشأ انتزاع او اصيلى باشد يا تضمنى يا تبعى كه به عبارت ديگر معقول اوّل گويند . و مراد از امور ذهنى اعتبارى ، هيأت رسميهء كذايى است در ذهن كه به هيچ نحو محكى و مطابق و منشأ انتزاع نداشته باشد تحقيقا مطلقا ، يعنى نه اصيلى و نه تضمنى و نه تبعى و نه در دهر و نه در زمان مطلقا ، بلكه اگر داشته باشد ، تقديرا داشته باشد نه تحقيقا . و مراد از امور اعتبارى نفس الأمرى ، صورت و هيأت رسميهء كذايى است در نفس كه محكى و مطابق و منشأ انتزاع نداشته باشد تحقيقا مطلقا ، الّا اينكه تابع و لازم هيأت رسميهء مطابق‌دار باشد در ذهن فى نفسه به وضع الهى و نفس الأمرى نه به وضع واضع و اختراع مخترع كه به عبارت ديگر معقول ثانى گويند . و به اصطلاح ديگر حكماى متقدمين و متأخرين عبارت از مفهومى است كه به ازاى او منشأ انتزاع على حده نباشد ، بلكه منشأ انتزاعش ، منشأ انتزاع مفهوم حقيقى ديگر باشد كه به حسب حيثيات و اعتبارات مختلفه منشأ انتزاع آن مفهوم اعتبارى باشد ، چنان‌كه مفهوم ماهيت موجود خاص ، مثلا شخص
هامش
( 1 ) . ( م ) : مرتبه .