تخطي إلى المحتوى الرئيسي

احياى حكمت ( مشتمل بر طبيعيات ) ( فارسى ) — صفحة 131

مساهمون:

ص١٣١
اينكه كيفيت جعل ماهيت مجعول اصيلى و تضمنى و التزامى به چه نحو است ، در مدخل الهيّات خواهيم گفت - إن شاء اللّه . تقسيم - و ماهيت متعقل بالذات و مجعول اصيلى يا فائض الذات مطلق است از جاعل ، چون جواهر مجرده از ماده ؛ يا فائض الذات حلولى الذات است ، چون صور جوهريهء حالّ در ماده ، و اعراض متعقل بالذات حالّ در موضوعشان . تحقيق - و بايد دانسته شود كه مراد ما از ماهيات متعقل بالغير نه اين است كه ذات بذاته آنها عين تصور ذات و تصور غير است ، چه اين محال است كه ذات بذاته چيزى مركب باشد از تصور ذات او و تصوّر غير او ، بلكه مراد همان است كه در مدخل قاطيغورياس از ارسطو در تحقيق حقيقت و ماهيت اضافه بيان كرديم كه ذات بذاته اضافه ، آن است كه عين نسبى الذات و اضافى الذات باشد ، نه اينكه تصور مضاف إليه جزء ذات او باشد ، چه عقل در وهم ملاحظه تواند كرد نسبت عام و نسبت خاص را بما هى نسبت عام و نسبت خاص را ، هرچند كه معرّا از منسوب و منسوب إليه نتوان كرد . قانون فى معرفة المحمول الذاتى - فرفوريوس از ارسطو گويد هر محمولى كه هرگاه ثابت باشد در متن واقع و نفس الأمر ، ثابت باشد موضوعش اوّلا در نفس الأمر ؛ و هرگاه مرتفع باشد از متن واقع و نفس الأمر ، مرتفع باشد اولا موضوعش از متن واقع و نفس الأمر ، البته آن محمول عرض ذاتى و لازم ماهيت اوست و الّا فلا . و بعضى گفته‌اند كه هر محمولى كه در حدّ او متصور شود موضوعش ، البته آن محمول عرض ذاتى و لازم ماهيت اوست . و بعضى گفته‌اند كه هر محمولى كه منفك نتواند شد از موضوعش در ذهن ، البته آن محمول لازم ماهيت اوست . و من مىگويم كه اين قوانين همه ناتمام است . اما قانون اول اينكه حرارت محرقهء محمول مىشود به ذات آتش ؛ و به وجود و ارتفاع حرارت محرقه ، موجود و مرتفع مىشود اولا ذات آتش در واقع و نفس الأمر و مع ذلك لازم ماهيت او نيست ، از آن جهت كه لازم ماهيت كه تبعى الذات است محال است كه به وجهى اشرف از موضوعش بوده كمال معروض باشد ، و حال آنكه حرارت كمال ثانى نار است .