مجموع من حيث المجموع اينها عين حقيقت مركبى ماهيت موجود به غير شخصى است اصالتا و مطابقتا .
سيوم آنكه ممكن أن يشار إليه به غير باشد تبعا و التزاما ، چون امورى كه لوازم ماهيت بوده به منزلهء مدلول التزامى ، موجود و مجعول تبعى و التزامى باشد .
قسمة اخرى - و به عبارت ديگر ، واضحتر و تمامتر از اين گوييم : هر مفهومى كه در ذهن مرتسم باشد ، خالى از اين نيست كه به همان نحو كه مرتسم است « 1 » ، مطابقدار است در مرتبهاى « 2 » از مراتب ظرف واقع و نفس الأمر ، يا مطابقدار نيست مطلقا . پس اگر مطابقدار است ، آن مفهوم را حقيقى و ما صدق او را شىء خوانيم . و اگر مطابقدار نيست مطلقا ، آن مفهوم را اعتبارى و ما صدق او را لا شىء محض خوانيم .
و مفهوم حقيقى از سه قسم بيرون نيست : يا مطابقدار اصيلى است ، يا مطابقدار تضمّنى است ، يا مطابقدار التزامى است . و مطابقدار اصيلى بر دو قسم است : يا اصيلى بالذات است ، چون ذات أقدس واجب الوجود ؛ يا اصيلى بالغير است ، چون ممكنات .
و اصيلى بالغير بر دو قسم است : يكى اصيلى من وجه و تضمنى من وجه ، چون ماهيت نوعى مركب از جنس و فصل كه شىء اصيلى است قياس به أجزاى تضمنى خود كه جنس و فصل اوست ؛ و اين را اصيلى من وجه و تضمنى من وجه خوانيم . دويم اصيلى بالغير صرف ، چون شخص مركب از ماهيت نوعى و از وجود خاص قياس به أجزاى تضمنى خود كه نوع سافل و ما به التشخص اوست ؛ و اين را اصيلى بالغير صرف خوانيم .
و اعتبارى بر دو قسم است : يكى نفس الأمرى و دويم اختراعى ، چنانكه همه اينها را در مدخل كتاب الهيّات مبرهن خواهيم گفت - إن شاء اللّه .
و به قسمت ديگر ممكن أن يشار إليه مطلق بر دو قسم است : يكى خارجى و دويم ذهنى . و قسم اول بر چهار قسم است : يكى ماهيت خاص خارجى ؛ دويم وجود خاص آن ماهيت خارجى ؛ سيوم موجود خاص خارجى ، يعنى ماهيت متصف به وجود خاص
هامش
( 1 ) . ( م ) : مرتسميت .
( 2 ) . ( م ) : مرتبه .