چون با گوشت بجوشانند ، باعث زود مهرا شدن و لذاذت اطعمه مىشود .
[ 134 ]
احْدَاق المَرضى :
بهار است و اونوعى از اقحوان و مذكور خواهد شد .
[ 135 ]
احداق البقر :
عنب اسود است .
[ 136 ]
احلب ديا :
سريانى اسم شبرم است .
[ 137 ]
احيديا و احاذيا :
به يونانى ، افعى است .
[ 138 ]
اخْثاء البَقَر :
به خاء معجمه ، سرگين گاوست .
در آخرِ اوّل ، گرم و در دوّم ، خشك و محلّل و جاذب و آشاميدن دو مثقال تا سه مثقال و نيم از سوخته او جهت استسقاء و رفع سموم ، بسيار [ نافع ] و آزموده و ضماد تازهء او - كه سرد نشده باشد - جهت ورم جراحات عارضه از كارد و امثال آن و قطع سيلان خون و نتوء رحم و اندمال جراحت و درد مفاصل و عرق النسا و رفع الم گزيدن هوامّ و وثى و با آرد جو جهت جوششها و با سركه جهت ورم حارّ و با عسل جهت اورام بارده و با بوره و گوگرد و امثال آن جهت استسقاء و با زعفران جهت گشودن خراج و با باقلا جهت ورم پستان و با آب اسقيل جهت قوباء و سعفه و داء الثعلب ، مجرب و با سركه جهت خنازير و اورام صلبه و ثؤلول و گزيدن زنبور و ورم و درد زانو و تكرار ضماد پختهء او در روغن زيتون و گذاشتن بر بدن تا خشك شود جهت بيرون آوردن خار و پيكان و امثال آن از بدن و بر زير ناف زنان جهت اخراج جنين مرده و هر گاه مدتى بگذارند باعث كشتن جنين زنده و بر پشت زهار و تهيگاه جهت رفع قولنج ورمى و ريحى ، سريع الاثر است و بر مقعد جهت درد و ورم آن و طلاى سوخته آن با سركه بر پيشانى جهت قطع رعاف و نفوخ او در بينى ، به دستور جهت رعاف و با روغن زيتون جهت نقرس و بخور او جهت عسر ولادت و گريزاندن پشه و قطور سائيده او با روغن بادام تلخ و شراب ، جهت الم و ضربان گوش ، بسيار مفيد است .
[ 139 ]
اخروس :
به يونانى اماريطون است .
[ 140 ]
أخْرَاس :
به يونانى ، كمثّرى برّى است .
[ 141 ]
اخُلَّه :
به لغت مصرى ، بستيباج است .
[ 142 ]
اخيلوس :
به يونانى ، نانخواه است .
[ 143 ]
اخْسِينَه :
خردل برّى است .
[ 144 ]
اخريط :
كراث برّى است .