متعفن ، نافع . و چون نقيع او را سه روز يا هفت روز بنوشند و از عقب او دوغ و نان ميده تناول نمايند باعث فربهى بدن و خوبى رنگ رخسار و تقويت معده و تنقيهء رطوبات فاسدهء آن مىشود و چون با صندل و افسنتين جوشانيده آب او را با شكر به قوام آورند جهت تقويت اعضاء غذا و اعصاب و سدهء سپرز بىعديل و جهت مغص نافع است و چون در گلاب خيسانيده و در چشم بچكانند ، جهت ردع مواد و تقويت اجفان و حدّت بصر مفيد است . ذرور او جهت قطع خون جراحت و بردن گوشت زياده و غسول او جهت جرب رطب و نيكو كردن رنگ رخسار و رفع قمل و حمول او جهت رفع رطوبت رحم و فرج و مضمضه به طبيخ او و به دستور خائيدن آن تقويت لثه و تاكل دندان و ضماد مطبوخ او در سركه و آب جهت ورم سپرز ، نافع .
مضر سر و مصلحش دوقو و قدر شربت از سائيده او دو درهم تا چهار درهم و بدلش به وزنش عفص با پيه انار است .
[ 119 ]
اثْلقَ :
به عربى ، اسم پنج انگشت است و به يونانى ، آغس نامند ، به معنى طاهر و پاك .
و نبات او ما بين شجر و گياه و در موضع صلب قريب به آبها مىرويد و شاخههاى او قوى و صلب و برگش از برگ زيتون ريزه تر و كم رنگ تر و بر سر هر شاخى پنج عدد شبيه به پنج انگشت و چون به دست بمالند ، بوى او در عطريت شبيه به بسباسه و گلش سفيد مايل به سرخى و ازرقى و تخمش از فلفل كوچكتر و سفيد و بعضى سياه و شاخ او را نفعى نيست و مداومت تخم او ، قاطع نسل و كاسرباه است .
در دوّم ، گرم و خشك و گويند در سوم ، خشك است . و بعضى در دوّم ، سرد وتر دانستهاند و بعضى در دوّم ، سرد و در اوّل خشك مىدانند و با قوت قابضه و محلّل و ملطّف و مفتّح و مدرّ حيض و تخمش لطيف تر و پادزهر سموم و مجفِّف منى و شكنندهء بادها و زياد كنندهء شير و جهت گزيدن مار و هوامّ و سگ ديوانه و سدّه جگر و سپرز و صاحب جنون و با شراب جهت گشودن حيض به غايت مفيد و ضماد او جهت تحليل ورم صلب و اعياء و ورم سپرز و جراحات و التواء عصب ، و درد پا و درد سر رطوبى ، و ورمى مثل قرانيطس و ليثرغس ، نافع . و به دستور ، نطول مطبوخ اودر سركه با روغن زيتون و طلاى او با آب ، جهت درد و شقاق مقعد و حمول و بخور ثمر و برگ او با مثل آن پودنه صحرائى جهت ادرار حيض و جلوس در طبيخ او جهت ورم رحم و مقعد و مرهم او با كرهء