تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تحفة المؤمنين ( تحفه حكيم مؤمن ) ( فارسى ) — صفحة 81

مساهمون:

ص٨١
[ 106 ]

اتَنكّن :

به هندى ، ابخره است . [ 107 ]

اتويك :

به هندى ، درونج است . [ 108 ]

اتثمير :

يونانى و اسم بابونج است . [ 109 ]

أتان :

عربى و اسم حمار شيرده است . [ 110 ]

اثرى :

به هندى ، اسم امعاء است . [ 111 ]

اثباطون :

شرابى است كه از آب انگور و عسل و ادويهء حارّه ترتيب دهند . بسيار گرم و ملطّف و جالى و موافق مزاج پيران و مرطوبين است . [ 112 ]

اثاولون :

به يونانى اسم اشترغار است . [ 113 ]

اثانقون :

به يونانى اسم اشق است . [ 114 ]

اثْروهِن :

به يونانى اسم بنفسج است . [ 115 ]

اثاميطيقون :

به لغت رومى ، مو است . [ 116 ]

اثْمَد :

به فارسى سرمه نامند . سنگى است سياه و با رصاصيت و اهل اكسير را اعتقاد آن است كه چون چند روز با صابون سبك نمايند ، قلعىِ خوبى مىشود . بهترين او اصفهانى است كه از نواحى قهپايه خيزد . در دوّم ، سرد و در سوم ، خشك و گويند در چهارم ، خشك است و به مراتبِ درجات در او اختلاف نموده‌اند قابض و مجفِّف قوى و با قوت سميه و قاطع جريان خون از جميع اعضاء و مقوّىّ اعصاب و منقّى چرك زخمها و گوشت زياد و جهت تقويت باصره و حفظ صحت چشم و رفع حرارت و رطوبت و قروح و اندمال آن و التيام ساير قروح اعضاء و با اندك مشك ، مقوّىّ باصرهء پيران و حمول او جهت قطع جريان حيض و خروج مقعد و ضماد او بر پيشانى و نصف سر جهت قطع رعاف - كه از حجب دماغ باشد - و با پيه تازه جهت سوختگى آتش و با روغنها چون بر بدن طلا كنند جهت كشتن و رفع قمل و ذرور او جهت جراحت تازه و قطع خون آن و قروح ذكر و خصيه و طبقه قرنيه چشم به غايت مفيد و محرق او كه با پيه سرشته بر آتش گذاشته باشند تا شعله ور گشته بسوزد ، لطيفتر و مغسول او الطف است و با مرواريد و سرگين حردون و شكر جهت غشاوه و بياض چشم ، مجرب . و با حضض و سماق جهت دمعه و جرب به دستور مجرب است . مضر شش و مفاصل و خوردن او قاتل و بدلش آبار و مصلحش شكر و كتيرا .
تحفة المؤمنين ( تحفه حكيم مؤمن ) ( فارسى ) — صفحة 81 | مؤسسه احياء طب طبيعى / محمد مؤمن بن محمد زمان الطبيب التنكابني ( حكيم مؤمن )