[ 106 ]
اتَنكّن :
به هندى ، ابخره است .
[ 107 ]
اتويك :
به هندى ، درونج است .
[ 108 ]
اتثمير :
يونانى و اسم بابونج است .
[ 109 ]
أتان :
عربى و اسم حمار شيرده است .
[ 110 ]
اثرى :
به هندى ، اسم امعاء است .
[ 111 ]
اثباطون :
شرابى است كه از آب انگور و عسل و ادويهء حارّه ترتيب دهند . بسيار گرم و ملطّف و جالى و موافق مزاج پيران و مرطوبين است .
[ 112 ]
اثاولون :
به يونانى اسم اشترغار است .
[ 113 ]
اثانقون :
به يونانى اسم اشق است .
[ 114 ]
اثْروهِن :
به يونانى اسم بنفسج است .
[ 115 ]
اثاميطيقون :
به لغت رومى ، مو است .
[ 116 ]
اثْمَد :
به فارسى سرمه نامند . سنگى است سياه و با رصاصيت و اهل اكسير را اعتقاد آن است كه چون چند روز با صابون سبك نمايند ، قلعىِ خوبى مىشود . بهترين او اصفهانى است كه از نواحى قهپايه خيزد .
در دوّم ، سرد و در سوم ، خشك و گويند در چهارم ، خشك است و به مراتبِ درجات در او اختلاف نمودهاند قابض و مجفِّف قوى و با قوت سميه و قاطع جريان خون از جميع اعضاء و مقوّىّ اعصاب و منقّى چرك زخمها و گوشت زياد و جهت تقويت باصره و حفظ صحت چشم و رفع حرارت و رطوبت و قروح و اندمال آن و التيام ساير قروح اعضاء و با اندك مشك ، مقوّىّ باصرهء پيران و حمول او جهت قطع جريان حيض و خروج مقعد و ضماد او بر پيشانى و نصف سر جهت قطع رعاف - كه از حجب دماغ باشد - و با پيه تازه جهت سوختگى آتش و با روغنها چون بر بدن طلا كنند جهت كشتن و رفع قمل و ذرور او جهت جراحت تازه و قطع خون آن و قروح ذكر و خصيه و طبقه قرنيه چشم به غايت مفيد و محرق او كه با پيه سرشته بر آتش گذاشته باشند تا شعله ور گشته بسوزد ، لطيفتر و مغسول او الطف است و با مرواريد و سرگين حردون و شكر جهت غشاوه و بياض چشم ، مجرب . و با حضض و سماق جهت دمعه و جرب به دستور مجرب است .
مضر شش و مفاصل و خوردن او قاتل و بدلش آبار و مصلحش شكر و كتيرا .