[ 117 ]
اثرار :
به لغت اهل باديه اسم انبرباريس است .
[ 118 ]
اثْل :
به لغت عربى اسم نوع بزرگ درخت گز است به قدر درخت سرو عظيم و برگش خشن و با زغب اندكى و ثمرش بىشكوفه و قدر نخودى و بزرگتر از آن و تيره رنگ و مايل به زردى و در جوف او دانههاى ريزه و به هم چسبيده . گويند آب او سرخ است و عذبه و ثمرة الاثل نامند .
مؤلف « اختيارات بديعى » و جامع انطاكى و مغنى و جامع الادوية منهاج و كامل الادوية و صيدنه و قانون ، اقسام سرو كوهى و درخت گز را مشتبه ذكر كردهاند . و از جامع « ابن بيطار » ، و جامع « بغدادى » ، ظاهر مىشود ، كه ابهل و عرعر ، اقسام سرو كوهى است و طرفا و اثل اقسام گز است و جوز الابهل ، غير ثمرة العرعر و عذبه ، غير ثمرة الطرفا است .
اثل ، در اوّل ، سرد و در دوّم ، خشك و با قبوضت و اندك ملوحت و مرارت و جالى و مفتّح و مطبوخ بيخ و شاخ و بر [ برگ ] او جهت جذام و سدّه و ورم سپرز و منع سفيدى مو و در سركه و شراب ، مقوّىّ جگر و مليّن ورم آن و طبيخ آن با آب و عفص و پوست انار ، قائم مقام حب زيبق است در ازالهء قروح خبيثه و آتشك و آكله و نمله . و مضمضهء او جهت درد دندان و ضمادش جهت تحليل ورم جگر و بخور او تا هفت دفعه جهت سقوط دانههاى آبله و بواسير و جوششهاى ريزه كه آب از او تراود و خاكستر و آب طبيخ او جهت خروج مقعد و تقويت مو نافع . و در قطع خون همهء اعضاء ، خاكستر او مجرب و قدر شربت از طبيخ او ، تا چهل و پنج مثقال و از عصاره تا سى مثقال و مضعف معده و بدلش جوز السرو و مصلحش صمغ عربى است و شيخ داود انطاكى فرموده كه چون كبريت رابه آب اثل ده وزن آن تسقيه نموده و هفت بار تقطير كنند ، صبغ الاول رابعاً .
ثمرش در دوّم ، سرد و در سوم ، خشك و بعضى گرمِ در دوّم مىدانند و اصلى ندارد .
قاطع اسهال و سيلان خون و رادع مواد و مقوّىّ معده و جگر و سپرز و اعصاب ، و آشاميدن او جهت نفث الدم و ربو و منع انصباب نزلات و اسهال صفراوى ، و رطوبى و بو دادهء او با گل خوردنى و به دستور دو درهم و نيم او با يك درهم و نيم گلنار كه دو سه دفعه و هر دفعه همين مقدار بنوشند ، جهت قطع اسهال ، مجرب و در حبس سيلان خون بسيار مفيد است طبيخ يك اوقيه او و خيسانيدهاش در آب گرم كه با شكر بنوشند جهت يرقان و گزيدن رتيلا و جرب رطب و رطوبات رحم و در مزاج اطفال جهت رفع رطوبات