[ 102 ]
ابو طامون :
به يونانى ، اسم قفر اليهود است .
[ 103 ]
إبْرَنْج :
برنج كابلى است .
[ 104 ]
ابراهيميه :
از جملهء اغذيه و آن آشى است كه با آب غوره و قند و عود و ادويهء حارّه و بادام و گلاب ترتيب دهند . مقوّىّ معده و جگر و دل و مفرّح است .
[ 105 ]
اتْرُج :
به فارسى ، بالنگ و ترنج نامند .
پوست او ، در دوّم ، گرم و خشك و تخمش در اولِ سوم ، گرم و در دوّم ، خشك . و برگ و شكوفهء او در آخرِ دوّم ، گرم و مجفِّف و محلّل و ملطّفاند . و ترشى او مقوّىّ دل و در آخرِ دوّم ، سرد و خشك و قابض و مسكّن قى صفراوى و مقطِّع مرة الصفراء و با قوت ترياقيه و ملطّف و مشهّى وصاف كنندهء روح و خون از صفراء و مانع ريختن صفرا به معده و امعاء وجهت خفقان حارّه و تقويت معده و جگر و تسكين حرارت احشاء و يرقان و تشنگى و اسهال صفراوى و كبدى و ضماد او جهت گزيدن عقرب پرنده و مار شاخدار ، نافع . و طلاء او جهت كلف و قوبا و جهت قلع رنگ سياهى و مركب از جامه . و قطور او جهت يرقان كه در چشم باقى ماند و غرغره به مطبوخ او در سركه جهت اخراج زالو كه در حلق مانده باشد مفيد .
مضر سينه و عصب و مصلحش شربت خشخاش و شراب التين و بدلش آب نارنج و آب ليمو .
چون جواهر و مرواريد را در آن بخيسانند ، مضمحل سازد .
و ربّ او در افعال ، قويتر از ربّ غوره و جهت غلبهء صفراء و تشنگى مفرط و قطع قى و رفع سموم مفيد است . و اكتحال او جهت بياض و طلاء آن جهت قوبا نافع
گوشت او - كه شحم نامند - در اوّل ، سرد و تر و دير هضم و مضرّ حرارت غريزى معده و مانع صعود بخارات از معده به دماغ و مورث قولنج و مصلحش عسل است .
پوست او ، مقوّىّ دل و دماغ و معده و احشاء و مفرّح و مشهّى و با قوت ترياقيه و معطش و مفتّح و محلّل نفخ معده - خصوصاً چون با عسل ، پرورده باشند - . و طبيخ خشك او ، مسكّن قى صفراوى و مضغ او جهت خوشبو كردن دهان و عصارهء پوست و گوشت او كه باهم كوبيده باشند جهت گزيدن افعى ، نافع . و همچنين ضماد آن همين اثر دارد و طلاء پوست محرق او با شراب ، جهت برص بسيار مفيد . و غير محرق او را چون در جامه