[ 5338 ]
نبيذ الدبس و السيلان :
شراب دوشابى است كه از شيرهء خرما سازند .
در افعال ، مثل شراب خرماست .
[ 5339 ]
نبيذ الارز :
به فارسى بوزه نامند و در مصر ، مرز گويند و آن ، شامل نبيذ ذرت و ارزن و جو و گندم و ساير حبوب است .
آن ، حابس طبع و نيكو كنندهء رخسار و محرِّك اشتها و بسيار مست كننده و قاطع باه و چون با عسل اضافه نمايند ، محرِّك آن است .
مورث سلّ و مضرّ ضعيف الابدان و مصلحش ماهى تازه است و آنچه از جو ترتيب دهند ، نفاخ و بىتفريح و مسهل و مدرّ و مفسد باه و هاضمه است و بوزهء ارزن و ذرت نيز مانند اوست .
[ 5340 ]
نبيذ الفواكه :
شرابى است كه از آب ميوهها به عمل آرند ؛ مثل توت شيرين و سيب شيرين و امثال آن .
بهتر از نبيذ حبوب و مسكر و سريع الفساد و نفّاخ و مصلحش عسل و ادويهء حارّهء خوشبوست .
[ 5341 ]
نبق :
بار درخت سدر است و مذكور شد و به فارسى كنار نامند .
[ 5342 ]
نبات الملائكة :
راسن است .
[ 5343 ]
نبات الرعد :
فطر است .
[ 5344 ]
نبات الاشيب :
شيبه است .
[ 5345 ]
نبات :
اسم فارسى فانيد است .
[ 5346 ]
نجم و نجيل :
اسم ثيل است و هر گياهى كه بىساق باشد به عربى نجم نامند .
[ 5347 ]
نجيب :
اسم جنس پوست نباتات است و اسم مخصوص سليخه .
[ 5348 ]
نجناق :
اسم هندى قسمى از بيش است .
[ 5349 ]
نحاس :
به فارسى مس نامند . و نوعى كه در معدن متكون مىشود ، مس رست گويند و روى ، عبارت از اوست و به عربى صفر و به يونانى طاليقون نامند و آن ، زرد و درخشنده است و در طاليقون مذكور شد و نوعى از گداختنِ سنگِ خاص به هم رسد و بعضى از آن مايل به زردى و اكثر آن سرخ مىباشد و از نحاس ، مراد همين نوع است و چون او را با عُشر آن روى توتيا بگدازند زرد مىشود و به فارسى برنج و به عربى صفرِ مصنوع گويند و