كه از انعقاد شير باشد و با نمك گرم جهت گزيدن افعى و تحليل رياح اعضاء و مطبوخ او در سركه جهت نملهء ساعيه و جرب متقرح و اورام حارّه و با روغن زيتون و سركه جهت ضربان مفاصل و مطبوخ او در آب برگ ترب جهت درد گزيدن عقرب و بخور خيسانيدهء او در سركه جهت زكام نافع و نطول نخاله جو جهت حكّه و بخور نخاله عدس جهت رفع قمل و رشك و بخور نخالهء باقلا جهت منع ريختن شكوفهء درختان آزموده است .
[ 5356 ]
نخاع :
به فارسى مغز حرام نامند .
در جميع افعال ، قريب به دماغ و مليّن صلابات است و در چرك آوردن زخمها بىعديل است .
[ 5357 ]
نخود :
اسم فارسى حمص است .
[ 5358 ]
نخود الوندى و نخود مريم :
به لغت اصفهانى زراوند مدحرج است .
[ 5359 ]
ند :
به فارسى كشته نامند و مخترع آن بختشوعيهاند .
آن ، مقوّى دل و حواس و محرِّك باه و مصلح هواى وبائى و رافع زكام است ، بخوراً و شرباً و طريق عمل آن در دستور اوّل مذكور است .
[ 5360 ]
ندع :
صعتر برّى است .
[ 5361 ]
ندى كاكيرا :
اسم هندى سرطان نهرى است .
[ 5362 ]
نروك :
اسم فارسى بيخى است شبيه به لعبهء بربرى و از آن بزرگتر و سفيد و از كرمان خيزد و « امين الدوله » گويد كه مخبر صادق به من خبر داد كه در جبال كرمان ؛ خصوصاً در جايى كه پلنگ بسيار باشد در اوّل بهار نباتى مىرويد برگش شبيه به برگ خربزه و چون به قدر شبرى شود شكل برگ ، منقلب مىگردد . بنابرآن در آن وقت آن مكان را نشان مىكنند و بعد از خشكى گياه و رسيدن بيخ او ، به آن نشان مىجويند و بيخ را اخذ مىنمايند و علامت خوب او آن است كه چون بر بالاى ديگ جوشان گذارند ، در ساعت از جوش باز ايستد و چون در تنور اندازند ، نان از تنور بريزد و از خواص اوست كه چون پلنگ از زاييدن بسيار آزار مىكشد هرگاه از آن بخورد ديگر حامله نمىگردد و هر چه را پلنگ جسته و خورده باشد ، باز سال ديگر از آن مكان از بيخ مىرويد و با سبزى مىباشد ؛ به خلاف آنچه پلنگ او را نيافته باشد ؛ چه آن ، سفيد است و در سرگين پلنگ هم گاهى يافت مىشود و به دستور ، فرج و رحم آن چون دو شعير آن را تا يك طسوج زن بخورد يا