اكثار او مضعف جگر و مصلحش عسل و شكر .
دو درهم از تخم مقشّر او ترياق گزيدن جانوران و به دستور شرب ريشههاى باريك درخت او با شراب همين اثر دارد و در ساير منافع ، مانند ترنج و ليموست و ضرر نارنج به اعصاب كمتر است .
روغن نارنج كه پوست او را با شكوفه در روغن كنجد سه هفته در آفتاب گذاشته باشند ، در جميع افعال قوىتر از روغن ناردين و دو مثقال آن پاد زهر سموم بارده حيوانى است .
بوييدن شكوفهء او مقوّى دماغ و محلّل زكام .
عرق او كه مسمى به عرق بهار است ، در دوّم ، گرم و خشك وجهت ضعف دماغ و تفريح و تقويت اشتها و باه و سدهء مصفاة و نزلات و درد سينه و قولنج ريحى و پيچش و خفقان و غشى و مداومت او هفت روز در روزى دو اوقيه با شكر و ربع درهم مرجان جهت رفع سپرز از مجربات و با آب كرفس جهت اخراج سنگ مثانه و گرده و شرب او ناشتا جهت قطع اسهال رطوبى ، نافع و حمول او با پشم جهت اصلاح رحم و با شير ماديان جهت اعانت بر حمل از مجربات دانستهاند .
اكثار بوييدن او مورث بىخوابى و هوا ، مضرّ عرق بهار است و مصلح او گلاب و قوتش در ظرف مس تا هفت سال باقى است و در شيشه تا يك سال .
[ 5303 ]
نارقيصر :
اختلاف عظيم در او واقع است و انطاكى گويد نباتى است باريك ساق و بسيار سرخ ؛ گلش مايل به زردى و خوشبوى و از روم آرند و در مصر ، او را ساق الحمام گويند و آنچه از كتب هنود معلوم مىگردد قسمى از هيوفاريقون را كه دازى رومى گويند به لغت ايشان ناكيسر [ هندى ] نامند .
او ، مفرّح و مقوّى اعضاء و با منافع بسيار چنان كه در هيوفاريقون ذكر مىشود و ظاهر آن است كه معرَّب از ناكسير هندى باشد و به جهت سرخى ساق نار قيصر و در مصر ساق الحمام نامند .
[ 5304 ]
نارمشك :
اسم فارسى شكوفهء نباتى است سرخ مايل به زردى و از نخود بزرگتر و در شكل شبيه به انار كوچكى كه گلش نريخته باشد و در خراسان كثير الوجود است و درخت او به قدر درخت انار و چترى و نزد بعضى او و نار قيصر يك چيزاند و آن اصلى ندارد ؛ چه در سفوف « ارسطو » هر دو مذكورند .