تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تحفة المؤمنين ( تحفه حكيم مؤمن ) ( فارسى ) — صفحة 813

مساهمون:

ص٨١٣
كلف و نيكو كنندهء رخسار و رافع نمش و جرب و حكّه و با حنا مقوّى موى و روغن او كه كوبيده و جوشانيده و از آن اخراج كنند ، شرباً و ضماداً جهت تقويت فهم و توليد پيه گرده و رفع درد مثانه و رياح آن و درد كمر و زانو و بواسير و تحريك باه مفيد و شربتش تا سه مثقال است . [ 5301 ]

نارجيل بحرى :

ثمرى است غلاف دار ؛ مانند غلاف نارجيل و به قدر خربزه و طولانى مىباشد و منبت او معلوم نيست و از روى دريا اخذ مىكنند و مغزش سفيد مايل به زردى و سطبر و بسيار صلب و پوست او تيرهء مايل به سرخى مانند نارجيل و غلافش سياه و سطبر و خوردن آب از غلاف او رافع سموم و مضرات آبها است و او ، مقىّء قوى و يك قيراط او كه بر روى سنگ سائيده باشند در رفع سمّ هوامّ و افعى و افيون و امثال آن مجرب و و قوىتر از ترياق كبير و علامت خلاصى از سمّ ، رفع قى است و تا قى كند بايد مكرر داد و ضماد او بر موضع گزيدهء عقرب و زنبور و هوامّ رفع الم آن است در ساعت و به قدر يك برنج كه در هفته يك دو بار با گلاب بنوشند ، حافظ صحت و رافع لرز و تبهاى مرّكبه و بارده و فالج و مفاصل است به قى و رافع مضرّت هواى وبائى و اختلاف آبهاست و جاذب اخلاط رديه از عمق بدن و دافع اوست به تكرار قى و چون در بدن خلطى نباشد ، تحريك قى نمىكند و گويند زياد او قتّال است . [ 5302 ]

نارنج :

معرَّب از نارنگ فارسى است . ريشه و پوست درخت و پوست نارنج و شكوفه و تخم او در دوّم ، گرم و خشك و ترشى او در آخرِ دوّم ، سرد و خشك و با لزوجتى كه موافق سينه و نزلات و سرفهء حارّه است و در برگ و پوست او تفريح عظيم و جميع اجزاى او در همه امور ، بهتر از ترنج و ضماد پوست زرد او با سركه جهت درد سر ، مجرب و شرب يك درهم و نيم او كه خشك كرده باشند با آب گرم جهت پيچش و اخراج كرم شكم و قى و غثيان از مجربات و ضماد پختهء مهراى نارنج ، بتمامه جهت جرب و حكّه و جوششهاى سر و نرم كردن موى و جلد و بدن ، بىعديل و بوييدن او و برگ او رافع طاعون و فساد هوا و آب خيسانيدهء پوست و شكوفه او جهت عسر ولادت ، مجرب و حمول آن مدرّ حيض و شرب او رافع سمّ عقرب و هوامّ و ترشى او با شكر ، مسهل صفرا و مدرّ آن و رافع خمار و امراض حارّهء عصبِ غير صحيح .