مصدع محرورين و مصلحش گشنيز و مقلل شير مرضعه و مصلح آن ترمس و قدر شربتش تا سه درهم و بدلش در غير تسمين ، شونيز است . عرق نانخواه جهت فالج و رعشه و امراض عصبانى مفيد و عسر نفس را در حال رفع مىكند و چون با دارچينى و گاو زبان عرق بكشند ، در تفريح نائب مناب خمر است و روغن او كه به قرع گرفته شود بهترين ادويهء رياح و دردهاى مزمن و اورام بارده است و چون در آب ليمو به قدرى كه يك انگشت او را بپوشاند بخيسانند و خشك كنند و هفت بار تكرار نمايند جهت اعادهء اشتهاى مأيوسين مجرب است .
[ 5300 ]
نارجيل :
او را جوز هندى نامند . درختش مانند درخت خرما و بعد از هفت سال بار مىدهد و تا صد سال عمر مىكند و در او آبى مىباشد مانند شير و لذيذ و چون در اوّل طلوع ثمر او شاخ آن را و يا ثمر آن را بريده كوزهاى بر آن نصب كنند آب در آن ظرف از يك رطل تا پنج رطل جمع مىشود و آن را « سندى » نامند و حلاوت او تا يك روز باقى است و در اسكار و تقويت باه و تفريح ، بهتر از خمر است و بعد از يك روز مانند سركه ترش مىشود و آبى كه از شاخ نارجيل بىبار - كه قسم نر اوست - به اين قسم گرفته شود ، طارى نامند و ليف درخت او مدتها فاسد و مندرس نمىگردد و ظرفى كه از آن ترتيب دهند حيوانات موذى پيرامون مظروف آن نمىگردند .
نارجيل ، در آخرِ دوّم ، گرم و در اولِ آن ، خشك و متكرّج او بسيار گرم و خشك و با مضرّت است و آب او گرم و تر و سركهء او در اوّل ، گرم و در سوم خشك و مغز نارجيل ، مولد منى و مسخّن گرده و كمر و مسمِّن بدنِ مبرودين و مدرّ خون و جهت تقطير البول و سردى مثانه و درد مفاصل مزمن و خوشبويى دهان و رفع مواد باردهء بلغمى و سوداوى مانند فالج و جنون و امثال آن و ضعف جگر و قروح باطنى و بواسير و با شكر جهت توليد خون صالح و تقويت حرارت غريزى ، نافع .
جرم او دير هضم و مولد خلط غليظ و مصلح آن شكر و نبات و مضرّ محرورين و مصلحش ميوههاى ترش و ليمو و فاسدِ متكرّج آن مورث غثيان و غشى است و قدر شربت از جرم او تا سه مثقال و از آب او سه اوقيه .
شراب او جهت جنون و ماليخوليا و تقويت باه و سركهء او مسهل كرم شكم و حبّ القرع و جهت تقويت هاضمه و مهرا كردن لحوم مؤثر و خاكستر پوست او جالى دندان و