امعاء و علل جگر و تفتيح سدد و قى ، نافع و بخور و سعوط او با روغن زنبق جهت دردسر بارد و مضمضهء طبيخ او جهت استحكام دندان و لثه و ماليدن روغنهاى گرم بر عضو دردناك و پاشيدن مصطكى بر او و به خرقه بستن آن جهت تسكين و تحليل درد ، به غايت مفيد است و خائيدن او جهت جذب رطوبت دماغى مؤثر .
گويند مضرّ مثانه است و مصلحش گردكان و كتيرا و به دستور يك شبانه روز در سركه خيسانيدن آن و بدلش به وزن او كندر و يا يك وزن و نيم آن علك البطم و در تقويت معده و جگر ، اذخر و قدر شربتش تا يك مثقال است .
روغن مصطكى كه يك اوقيه او را در يك رطل روغن زيتون با قِدر مضاعف حل كرده باشند ، محلّل و مقوّى اعصاب و شرب و ضماد او جهت امراض رحم و معدهء ضعيف و اسهال رطوبى و علل جگر و دو مثقال او جهت قرحهء ريه و حقنهء او جهت قرحهء امعاء و طلاى او جهت آثار جلد و نيكويى رخسار مفيد است و روغن درخت مصطكى كه از برگ و ثمرش بسازند جالى و ملطّف و بسيار قابض و و با سعد و اذخر جهت جرب انسان و حيوان و اخراج كرم شكم و لزوجات ، نافع و قدر شربتش تا سه مثقال است .
[ 5127 ]
مضغ :
ثمر عوسج است .
[ 5128 ]
مصباح الروم :
كهربا است .
[ 5129 ]
مصارين :
امعا ست و مصران ، واحد آن .
[ 5130 ]
مصاع :
زعرور است .
[ 5131 ]
مصفى الرعاة :
بلسكى است .
[ 5132 ]
مصنع :
نبيذ است كه از آب ميوهها و انار ترتيب مىدهند .
[ 5133 ]
مصل :
به تركى قراقروط نامند و در اصفهان قارا گويند و آن ، مائيت دوغى است كه طبخ داده ، غليظ او ر اكشك سازند و مائيت او را بار ديگر جوشانيده ، منعقد نمايند .
بسيار ترش و سرد و خشك و مسكّن حدّت خون و صفرا و تشنگى و رادع اورام حارّه و طلاى اودر رفع ورم زبان و غرغرهء او در ورم زبان و غرغره او در ورم حارّ گلو از مجربات است و مضمضهء او جهت قلاع حارّة مفيد .
او ، مضرّ معده سوداوى و مولد نفخ و قولنج و ردى الغذاء است و مصلحش ادويهء حارّه و جوارشات .
[ 5134 ]
مض :
به ضاد معجمه ، رمان البر است و ثمرش حب القلقل .