[ 5135 ]
مطبوخ :
آب انگور است كه از طبخ به نصف رسد و او را منصف نيز نامند .
الطف از مثلث و در افعال ، مانند اوست .
[ 5136 ]
مطهر :
پنجنگشت است .
[ 5137 ]
مطخيثا :
لوز است و لعوق لوز را به اين اسم نامند .
[ 5138 ]
مطر :
باران است .
[ 5139 ]
مظ :
به ظاء معجمه ، گلنار است .
[ 5140 ]
معا :
به فارسى روده و به تركى باقرساق نامند و امعا ، مذكور شد .
[ 5141 ]
معشوتا :
شامل جمست و ماهودانه است .
[ 5142 ]
معز :
ماعز است .
[ 5143 ]
معانيوس :
به يونانى بار است .
[ 5144 ]
معفار :
صمغ آلوست .
[ 5145 ]
معد :
خصى الثعلب است .
[ 5146 ]
معين :
مازريون است .
[ 5147 ]
مغاث :
بيخى است دراز و سطبر و پوست او سياه مايل به سرخى و جوفش ما بين سفيدى و زردى و بهترين او خوشبوى تلخ مايل به شيرينى است و نزد بعضى او ، بيخ رمان برّى كه آن گلنار است و نزد بعضى سورنجان است . و اظهر آن است كه غير هر دو باشد . از جبال كرخ خيزد و برگش با خشونت و عريض ، مانند برگ ترب و گلش سفيد و تخمش مانند حبّ السمنة و انطاكى گويد قسمى از آن در نواحى شام به هم رسد و در مصر ، مستعمل و ضعيف الاثر است .
در دوّم ، گرم و در اوّل خشك و قوتش تا هفت سال باقى است . مسمِّن بدن و محرِّك باه و با قوت قابضه و مقوّى اعضاء و با سكنجبين جهت صرع و جنون و خلط سوداوى و با عسل جهت امراض بلغمى و درد كمر و مفاصل و عرق النسا و نقرس و تنقيهء سينه و ريه و گرفتگى آواز و شكستگى اعضاء و ضعف عصب و تشنج و استرخاى آن و صلابت رحم و مداومت آن با آب عناب و كتيرا جهت تسمين بدن و ضماد او با گل ارمنى جهت جبر و كسر و وثى و ضربه و سقطه ، نافع و تخم اودر تحريك باه ، قوىترين اشياست .
او ، مضرّ مثانه و مصلحش عسل و شربتش دو درهم و بدلش سورنجان و عاقرقرحا است و در ضماد ، قلت .