تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تحفة المؤمنين ( تحفه حكيم مؤمن ) ( فارسى ) — صفحة 793

مساهمون:

ص٧٩٣
[ 5122 ]

مشك واش :

به لغت تنكابن ، اسم شواصر است . [ 5123 ]

مشو :

اسم فارسى خلر است . [ 5124 ]

مشك زير زمين :

اسم فارسى سعد است . [ 5125 ]

مصوص :

غذائى است كه از جوجهء مرغ جوان و سبزيهاى سرد و گرم و ادويهء خوشبو به حسب احتياج ترتيب دهند و قسمى را با آب ميوه‌هاى ترش مىجوشانند و منافع هر يك تابع اجزاى اوست . [ 5126 ]

مصطكى :

معرَّب از مسطبخى و به عربى علك الروم نامند . صمغ درختى است ريزه تر از كندر و سفيد و او را رومى و سياه را نبطى گويند . درخت او در صافى و شاخه‌هاى او در لطافت و برگ ، مانند درخت اراك و از آن بزرگ‌تر و ثمرش مايل به تلخى و قوتش تا بيست سال باقى است . درخت اونزد « شيخ الرئيس » و « بولس » ، سرد و خشك و بيخ و پوست و عصاره و برگ و ثمر او را قائم مقام اقاقيا و عصارهء لحية التيس نامند و نزد « جالينوس » ، گرم و خشك و با تحليل و قبض است و دوام نطول طبيخ آن رويانندهء گوشت بر استخوان و مقوّى اعضاى مسترخيه است و ضماد برگش جهت خروج مقعد و رحم و مسواك چوب او مقوّى دندان و لثه و چون برگ و شاخ و بار و پوست او را بجوشانند و مكرر تجديد اجزاء كنند تا آب غليظ شود جهت نفث الدم و اسهال و قرحهء امعاء و نزف الدم و بر آمدگى ناف و رحم و رفع سيلان حيض و شكستگى اعضاء و جرب نافع است . مصطكى ، در آخرِ دوّم ، گرم و خشك و مقوّى معده و جگر بارد و هاضمه و اشتها و محرِّك آروغ و با جلاى عظيم و محلّل رياح معده و رافع نفخ به آروغ و به اسفل و رافع پيچش و درد سر و نزلات و ضعف جگر و معده و قروح باطنى و با غاريقون جهت بلغم و با صبر جهت صفرا و با هليله‌جات جهت سودا و عسر النفس و با ادويهء مناسبه جهت نفث الدم و قصبهء ريه و با كهربا جهت نزف الدم از مجربات و با كندر جهت قوت فهم و حافظه و قطور جوشانيدهء او در روغن كنجد جهت گرانى سامعه ، مجرب و به دستور ، بخور كردن پنبه به آن و به گلاب تر كرده كماد نمودن بر چشم جهت درد رمد از مجربات شمرده‌اند . و طلاى جوشانيدهء او در روغن زيتون جهت شقاق لب و لرز تبهاى بارد و رعشه و ضربان و كزاز و اعيا ، بىعديل و شرب ضماد آن جهت شكستگى اعضاء و ضربه و سقطه و جهت جلاى بشره و سرخ كردن رخسار و با ادويهء مناسبه جهت درد فم معده و