[ 5122 ]
مشك واش :
به لغت تنكابن ، اسم شواصر است .
[ 5123 ]
مشو :
اسم فارسى خلر است .
[ 5124 ]
مشك زير زمين :
اسم فارسى سعد است .
[ 5125 ]
مصوص :
غذائى است كه از جوجهء مرغ جوان و سبزيهاى سرد و گرم و ادويهء خوشبو به حسب احتياج ترتيب دهند و قسمى را با آب ميوههاى ترش مىجوشانند و منافع هر يك تابع اجزاى اوست .
[ 5126 ]
مصطكى :
معرَّب از مسطبخى و به عربى علك الروم نامند . صمغ درختى است ريزه تر از كندر و سفيد و او را رومى و سياه را نبطى گويند . درخت او در صافى و شاخههاى او در لطافت و برگ ، مانند درخت اراك و از آن بزرگتر و ثمرش مايل به تلخى و قوتش تا بيست سال باقى است .
درخت اونزد « شيخ الرئيس » و « بولس » ، سرد و خشك و بيخ و پوست و عصاره و برگ و ثمر او را قائم مقام اقاقيا و عصارهء لحية التيس نامند و نزد « جالينوس » ، گرم و خشك و با تحليل و قبض است و دوام نطول طبيخ آن رويانندهء گوشت بر استخوان و مقوّى اعضاى مسترخيه است و ضماد برگش جهت خروج مقعد و رحم و مسواك چوب او مقوّى دندان و لثه و چون برگ و شاخ و بار و پوست او را بجوشانند و مكرر تجديد اجزاء كنند تا آب غليظ شود جهت نفث الدم و اسهال و قرحهء امعاء و نزف الدم و بر آمدگى ناف و رحم و رفع سيلان حيض و شكستگى اعضاء و جرب نافع است .
مصطكى ، در آخرِ دوّم ، گرم و خشك و مقوّى معده و جگر بارد و هاضمه و اشتها و محرِّك آروغ و با جلاى عظيم و محلّل رياح معده و رافع نفخ به آروغ و به اسفل و رافع پيچش و درد سر و نزلات و ضعف جگر و معده و قروح باطنى و با غاريقون جهت بلغم و با صبر جهت صفرا و با هليلهجات جهت سودا و عسر النفس و با ادويهء مناسبه جهت نفث الدم و قصبهء ريه و با كهربا جهت نزف الدم از مجربات و با كندر جهت قوت فهم و حافظه و قطور جوشانيدهء او در روغن كنجد جهت گرانى سامعه ، مجرب و به دستور ، بخور كردن پنبه به آن و به گلاب تر كرده كماد نمودن بر چشم جهت درد رمد از مجربات شمردهاند . و طلاى جوشانيدهء او در روغن زيتون جهت شقاق لب و لرز تبهاى بارد و رعشه و ضربان و كزاز و اعيا ، بىعديل و شرب ضماد آن جهت شكستگى اعضاء و ضربه و سقطه و جهت جلاى بشره و سرخ كردن رخسار و با ادويهء مناسبه جهت درد فم معده و