[ 5148 ]
مغره :
او را طين مغره نيز نامند و نزد بعضى بهتر از طين مختوم است . و آن ، خاكى است كه از روم خيزد ؛ سرخ مايل به زردى و با غرويت .
در دوّم ، سرد و خشك و قابض و مجفِّف و رادع و حابس نفث الدم جميع اعضاء و حيض و اسهال و قاتل اقسام كرم و حبّ القرع و با زردهء تخم نيم برشت و آب برگ بارتنگ جهت قرحهء امعاء و مثانه و با شكر جهت فربه كردن بدن و طلاى او با سركه جهت جمره و نمله و ورم حارّ و سوختگى آتش و زخمها و با روغن كنجد جهت نرمى بشره و براق كردن آن و حقنه آن جهت قرحهء امعاء ، نافع .
اكثار او مضرّ و مسدد و مصلحش شيرينيها و شربتش تا دو درهم و بدلش مثل او گل ارمنى و ربع او كتيرا است .
چون دست را به او خضاب كنند و او را شسته ، حنا ببندند ، تا بيست روز رنگ حنا باقى مىماند .
[ 5149 ]
مغنيسا :
اسم نبطى سنگى است قريب به مرقشيشا و به فارسى رنگ كاسه نامند و كاسهگران ، ظروف به او رنگ مىكنند و از اكثر آن سرب حاصل مىشود و آن ، پنج نوع مىباشد : يكى سياه و يكى مايل به سياهى و ديگرى سرخ و يكى سفيد و يكى بيرون زرد و اندرون سرخ و محمد بن زكريا گويد كه آن دو نوع است : يكى را شهبا نامند و انثى است و با نرمى مىباشد و ديگرى سرخ و مايل به سياهى و حديدى و آن ، ذكر است و به قول اكثر ، حديدى او ، سياه و ذهبى ، زرد و فضى ، سفيد و نحاسى ، سرخ مىباشد و در جميع اقسام او نقطههاى او سفيد و عيون ، ظاهر است و به قدرى درخشندگى دارند و گدازندهء زجاج و صاف كنندهء آناند و او را قابل رنگ گرفتن مىسازند و با آهن نيز اين فعل مىكنند .
در دوّم ، سرد و در سوم خشك و مقوّى معده و منقّى رطوبات و رافع حصاة و عسر بول و ذرور او التيام دهندهء جراحات و با سركه و عسل رافع كلف و برص و در ازالهء چرك و روغن و امثال آن قريب الفعل .
مضرّ دل و مصلحش عسل و شربتش نيم درهم و بدلش مرقشيشا است .
[ 5150 ]
مغد :
بادنجان است و ثمر لفاح برّى را نيز نامند .
[ 5151 ]
مغافير و مغفار :
سكر العشر است .
[ 5152 ]
مغمومه :
قليه بادنجان است .