[ 5100 ]
مسواك العبّاس :
نوع بزرگ قتاد و رعى الابل را شامل است .
[ 5101 ]
مسقلن :
زعرور است .
[ 5102 ]
مسقوره و مسمقار و مسمقران :
به لغت عجمهء اندلس ، زراوند طويل است .
[ 5103 ]
مسن :
حجر المسن است .
[ 5104 ]
مستكر :
آبنوس است .
[ 5105 ]
مسطار :
خمر نارسيده است .
[ 5106 ]
مسقاطون :
عود هندى است .
[ 5107 ]
مسطبخى :
مصطكى است .
[ 5108 ]
مس :
اسم فارسى نحاس است .
[ 5109 ]
مس سوخته :
اسم فارسى راسخت است .
[ 5110 ]
مس رست :
اسم فارسى طاليقون است .
[ 5111 ]
مسكه :
به فارسى زبد است .
[ 5112 ]
مستار :
به هندى افسنتين است .
[ 5113 ]
مسور :
به هندى عدس است .
[ 5114 ]
مسى :
به هندى كاكنج است و در بعضى بلاد هند آطريلال را به اين اسم مىنامند .
[ 5115 ]
مشمش :
به فارسى زردآلو نامند و به تركى اروك و اقسام مىباشد و بهترين او شيرين و پر آب و كم جرم و خشك او بهتر از تازه است .
در دوّم ، سرد وتر و مفتّح سدد و مليّن صلابات و شيرين او مليّن طبع و موافق محرورين است مادامى كه در معده فاسد نشود و جهت تشنگى و التهاب معده و تسكين غليان خون و صفرا نافع و رافع آروغ ، خصوصاً ترش او و خيسانيدهء خشك آن و چون صاحب تب حارّ و بارد از آن خورده آب گرم و عسل بعد از او بنوشد و قى كند ، اخلاط كراثى و زنجارى دفع شده رفع تب گردد و از مجربات شمردهاند و هر گاه بعد از خوردن زردآلو فصد كنند ، خون سفيد رنگ مشاهده شود ؛ لهذا مداومت او را باعث برص دانستهاند .
او سريع التّعفن و نفّاخ و مولد آروغ ترش و مضرّ مبرودين و مصلحش شكر و انيسون است در جميع امزجه . و خوردن او بر بالاى طعام و خوردن آب بعد از او به غايت مضرّ است .