بهتر از جرم است و طلاى او جهت اورام حارّه و باد سرخ و درد سر حارّ و مفاصل حارّه و سحجى كه به سبب حركت در بغل و ران به هم رسد و سوختگى آتش و منع ريختن مواد به چشم و دلوك او با گلاب جهت قلاع و اكتحال او جهت دمعه و استرخاى پلك چشم و ضعف باصره و دمعه ، مفيد .
مضرّ سپرز و مصلح آن بادام و شربتش تا يك درهم و بدلش سماق و تخم او بسيار مسمِّن بدن و يك مثقال آن قاطع اسهال صفراوى و رافع خفقان و طلاى او جهت شرى و حمره و درد نقرس بىعديل است .
[ 4926 ]
ماميران :
قسمى از زرد چوبه است و شاخههاى نبات او از زمين مرتفع و برگش شبيه به برگ لبلاب و مايل به استدارت و سفيد مايل به زردى و با لزوجت و بيخ او پر شعبه و كوچك و گرده دار و غير مستقيم در گرههاى او ريشههاى باريكى شبيه به موى و منبتش نزديك آبهاست و هندى او زرد مايل به سياهى و چينى ، زرد و زبونتر از هندى و غير هندى و چينى مايل به سبزى مىباشد و تخمش شبيه به كنجد .
در آخرِ سوم ، گرم و خشك و قوتش تا بيست سال باقى است ، مفتّح سدد و مقرح جلد و جالى و مدر و محلّل و شرب او جهت يرقان و پيچش و رياح غليظه و طلاى او با عسل جهت برص ناخن و كلف و برش و جرب و آثار و خائيدن او جهت درد دندان و سعوط او جهت تنقيهء دماغ و اكتحال او جهت بياض و ظلمت بصر و ناخنه ، مفيد .
مضرّ گرده و مصلحش عسل و شربتش نيم مثقال و بدلش به وزن او زردچوبه و نصف او مر است .
[ 4927 ]
مارگياه :
اسم فارسى نباتى است قريب به دو ذرع ؛ برگش شبيه به برگ بيد و گلش زرد و قبهء او شبيه به سر مار و منبتش حريم جبال آذربايجان است و اكراد متوطنين آن جا يك درهم او را كوبيده ، در شوربا كرده مىخورند و ديگر از گزيدن مار و هوامّ متضرر نمىشوند و شرط مىدانند كه يك هفته بعد از آن چيزى سواى نان فطير نخورند و احتراز از ادرار منى و جماع نمايند و ظن حقير آن است كه او احيون باشد و اللّه اعلم .
[ 4928 ]
ماليا :
نزد بعضى مران است و « بولس » گويد درختى است در بلاد شام كه خوردن برگ او رفع سمّ افعى مىكند و طلاى پوست او كه سوزانيده باشند رافع برص و خوردن نشارهء چوب او كشنده است .