تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تحفة المؤمنين ( تحفه حكيم مؤمن ) ( فارسى ) — صفحة 766

مساهمون:

ص٧٦٦
[ 4921 ]

ماست :

اسم فارسى لبن الحامض است . [ 4922 ]

ماهودانه :

اسم فارسى دانهء نباتى است شير دار و حب الملوك نامند و غير حبّ السلاطينِ مسمى به دند است ؛ ساقش قريب به ذرعى و سطبرى انگشتى و برگهاى ساق او دراز و شبيه به برگ بادام و برگ شعبه‌هاى او ريزه مايل به تدوير و شبيه به برگ زراوند طويل و گلش زرد و ثمرش در غلافى مخروطى شبيه به خيار كبر و در جوف او سه دانه متفرق از هم و هر يك از غلافى ديگر و دانهء او از كرسنه بزرگ‌تر و پوست او اغبر مايل به سرخى و باطنش سفيد و شيرين و چرب و بيخ او باريك و شير او در سوم ، گرم و خشك و برگ و دانهء او در آخرِ دوّم ، و قوتش تا دو سال باقى است و گويند از هند و عراق خيزد و آب مطبوخ برگ او با خروس سال دار ، مسهل و محلّل قولنج و رافع درد مفاصل و نقرس و عرق النسا و بلع نمودن دانهء او مسهل و شرب كوبيدهء اودر اسهال قوىتر و مخرج بلغم و غليظ و محترق و بلغم خام و مرار سوداوى . مضرّ ريه و معده و مصلحش انيسون و مضرّ سفل و مصلح او كتيرا و قدر شربت از حب اواز سه عدد تا شش عدد و از برگش تا ده درهم و شرب آب سرد ، معين فعل اوست و بالفعل به جاى ماهودانه ، حبّ السلاطين مستعمل است و او ، مفقود الوجود است . [ 4923 ]

ماهيزهرج :

فارسى است و به عربى سمّ السمك نامند و قسمى از قلومس است و به تركى سقرقويروقى گويند . گياهى است شير دار و برگش مفروش بر زمين و ساقش زياده به ذرعى و گلش زرد و در آخر ساق از جوانب آن رسته به هيئت سرو و پوست ساق او مايل به زردى و با اندك حدّت و آن ، مستعمل است چون او را كوبيده در آب اندازند ، ماهى بىحس گردد و بر روى آب آمده مىميرد . در سوم [ گرم ] و خشك و مسهل قوى اقسام بلغم و محلّل رياح و جهت نقرس و مفاصل و مانند آن ، نافع و ضماد او محلّل اورام بلغمى و سوداوى و استسقاء . قدر شربت از جرم او با شكر تا يك مثقال و در مطبوخ تا سه درهم و مضر امعاء و مصلحش كتيرا و نشاسته و انيسون است . [ 4924 ]

مازريون :

معرَّب از مازرنيون فارسى و به يونانى خامالا نامند . نباتش به قدر درخت سماق و شيردار و برگش شبيه به برگ زيتون و باريك تر و قسمى را برگ ، باريك و رقيق مايل به سفيدى و بزرگ و قسمى را برگ ، مايل به زردى و كوچك و ضخيم و قسمى سياه لون .