تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تحفة المؤمنين ( تحفه حكيم مؤمن ) ( فارسى ) — صفحة 764

مساهمون:

ص٧٦٤
[ 4906 ]

ماء الورد :

گلاب است و در ورد مذكور شد . [ 4907 ]

ماء القداح :

عرق شكوفه نارنج است و عرق بهار گويند و در نارنج مذكور است . [ 4908 ]

ماء الزهر :

به لغت مصر اسم ماء القدح است . [ 4909 ]

ماء الكافور :

در كافور گذشت . [ 4910 ]

ماء الكش :

در كفرى گذشت . [ 4911 ]

ماء النون :

شامل صحناة و ماتون است . [ 4912 ]

ماء القراطن :

مالى قراطن است و نزد بعضى اسم خنديقون است و آن نوعى از خمر مذكور شد . [ 4913 ]

ماء القطر :

آبى است كه از كوزهء سفال ترشح كند . [ 4914 ]

ماء الزجاج :

مسحقونيا است . [ 4915 ]

ماء الجبنّ :

به تشديد نون ، زرداب شير است كه از شير بريده و منعقد از پنير مايه گيرند و طريق شرب او در دستور اوّل مذكور است . او ، جالى و غسال و مسهل و مرطب و مفتّح وجهت علل حارّه و سوداويه و التهاب و ماليخوليا و جرب و حكّه و داء الفيل و احتراقات و حرقة البول و ضعف گرده و حصاة ، نافع و بايد بز را تعليف به مبرّدات و مرطّبات مثل كاسنى و خيار و امثال آن نموده و با ادويهء مناسبه آشاميد و در مورد محترقه و سوداويه ، تعليف به شاهتره و امثال آن و هر يك از سفوف و شربتها و حبوب در دستور ثانىِ دستورات مذكور است . [ 4916 ]

ماء اللحم :

عرقى است كه از گوشتها گيرند . او لطيف و مقوّى دل و روح حيوانى و طبيعى و نفسانى و زياد كنندهء خون و رافع ضعفى كه از امراض و خوردن مسهلات و فصد و جماع و امثال آن به هم رسد و طريق اخذ آن به حسب اشخاص مختلف مىباشد و قوىترين گوشتها در اين امر ، برهء يك ساله و در بعضى امزجه از لحوم كبك و مرغ و مانند آن ترتيب مىدهند و دستور آن است كه گوشت ورق كرده را از استخوان و چربى جدا سازند و مهرا پخته به حدى كه با آب ، يكسان و آب ، غليظ گردد پس عرق بكشند و اگر تقويت زياد مراد باشد لحوم را با قدر مناسبى از به و سيب و ادويهء عطريهء بارده و در مزاج بارد مثل پوست ترنج و اشياى حارّهء لطيفه طبخ دهند و تقطير نمايند .