[ 4897 ]
ماء المالح :
آب شور .
موجب لاغرى و مفسد خون و مولد جرب و حكّه و اولًا مسهل و بعد از مداومت ، قابض است . مصلحش شيرينيها و چربيها و مخلوط نمودن او با آرد جوى بو داده و يخ .
[ 4898 ]
ماء المر :
آب تلخ .
مفتّح سدّه و ملطّف اخلاط غليظه و مفسد خون و مصلحش عسل و شكر و بسر مطبوخ است .
[ 4899 ]
ماء الكبريتى :
آبى است كه در زمين گوگرد در آيد و آن ، گرم مىباشد و مسخّن و مجفِّف و مسهل و جلوس او جهت قوبا و بهق و جرب و تقشر جلد و درد مفاصل و رياح بارده و شخوص و سپرز و درد جگر و رحم و زانو و سعفه و تعقد عصب و جراحات گزيدهء سباع ، نافع و شرب او مضعف معده و باصره و مسخّن جگر است .
[ 4900 ]
ماء الحماة :
آبهاى گرم زاجى و شبّى و نوشادرى و كبريتى و بورقى مىباشد و كبريتى مذكور شد .
مجموع آن ، محلّل قوىاند و قريب به كبريتى و زاجى و شبّى ، قابض و مانع تولد قمل و شرب قليل او حابس قى است و زيادت او به غايت مضرّ .
[ 4901 ]
ماء الزفتى :
آبى كه از معدن زفت و قير خيزد و شرب او مفتّح و مسخّن بدن و سرخ كنندهء رخسار و جهت قروح كهنه ، مفيد و مورث قرحهء امعاء و امراض حارّه و مصلح او اغذيهء رطبه و صمغ عربى و گل ارمنى است .
[ 4902 ]
ماء المعادن :
آبى است كه از معدن مس خيزد يا مس تفته در او انداخته باشند جهت جوشش دهان و ورم لهاة و درد گوش و تقويت اعضاى ضعيفه ، نافع و شرب او خطرناك است و مصلح او به دستور آب زفتى است و آبى كه سرب تفته انداخته باشند مولد قولنج و احتباس و بول است و آب تفته به قلعى به مرتبهء او در بدى نيست و آب تفته به طلا و نقره ، مقوّى معده و دل و دماغ و معين نعوظ وجهت خفقان و ماليخوليا ، نافع است و آب تفته به آهن ، مذكور شد و مجموع آبهاى معادن ، مورث عسر بولاند .
[ 4903 ]
ماء الشعير :
در شعير مذكور شد .
[ 4904 ]
ماء الخلاف :
عرق بيد است و در خلاف گذشت .
[ 4905 ]
ماء البهرامج :
عرق بيد مشك است و در خلاف بلخى مذكور شد .